اتحادیه های
فراخوان دهنده آکسیون 6 مارس و همسويی
با امپرياليسم - مقاله
مارک فيشر
رفقای "کارزار دستها
از مردم ايران کوتاه" در تظاهرات ۶ مارس در دفاع از فعالين کارگری در ايران در جلو سفارت جمهوری اسلامی شرکت
کردند اما
موضع خود در نقد سياسی مواضع دو
اتحاديه فراخوان دهنده اين آکسيون را به
روشنی
اعلام نمودند.
سازماندهان اين حرکت اتحاديه های
IFT /ITCU بودند
و در ظاهر به نظر ميرسيد اين دقيقا بايد از آن
دسته همبستگيهای کارگری باشد که
کارزار در
کنفرانس سالانه خود در دسامبر ۲۰۰۷ تصويب کرد از آن حمايت کند اما واقعيات
درست عکس اين بود. هيات هماهنگی کارزار قبل از اين تظاهرات
اطلاعيه ای منتشر کرد مبنی بر اينکه ما نميتوانيم از
خواستهای سياسی نيروهای فراخوان دهنده اين آکسيون دفاع کنيم اگر چه بر
آزادی فعالين جنبش کارگری در ايران تاکيد داريم . همانطور که در آن اعلاميه مشخص کرده بوديم سکوت سازماندهان آکسيون در قبال
خطر امپرياليسم نشانی از مواضع سياسی شديدا سازشکار
آنها است تا جايی که اين دوتشکل
را به متحد دسته دوم در
پياده کردن سياستهای ارتجاعی آمريکا و متحدانش تبديل
ميکند.
حقانیت موضع ما
روز ۶ مارس اثبات شد : تارنمای
اتحاديه IFT با افتخار پيام های همبستگی وزرای دو دولت ارتجاعی
بريتانيا و استراليا را منتشر کرد. نقل قول اين سايت «
کارگری» از يکی از مسولين ارشد دولت بريتانيا در وزارت خارجه اين کشور
- کيم
هاول- گويا تر از آن است که بشود در
اين مقاله به
افشای آن برداخت . همپايه او در دولت استراليا
از «جمهوری
اسلامی» تقاضا میکند حقوق بشر در قبال فعالين
کارگری را رعايت کند.و
تارنمای IFT این دو مطلب رامهمترین دستاورد 6 مارس میداند.
البته هر آدم عاقلی درکی ازدخالتهای اين دو دولت امپرياليستی در قبال“ حقوق کارگری ”داشته ودارد ولی اين نوع حمايت ناخواسته تنها تاکيد مجدد یاست بر نکته محوری اطلاعيه ای که کارزار "دستها از مردم ايران کوتاه" منتشر کرده بود . اگرنیروهای چپ و مدافع طبقه کارگر دقت نکندد امپرياليستها با دفاع وقيحانه از« دمکراسی» و دفاع از فعاليتهای کارگری - اتحاديه ای به نفع سياستهای جنگ طلبانه خود استفاده میکنند و6 مارس نمونه آشکاری از چنين سو استفاده ای بود.
اگر جنبش کارگری خط و خط کشی قاطع با دولتهای سرمايه داری
چون دولتهای
بريتانيا و استراليا نداشته باشد حتما - چه
آگاهانه و چه ناآگاه تبديل ميشود
به به زائده ای در شمشير کشيها و دخالت نظامی امپرياليسم در خاورميانه. ما روز ۶ مارس عملا شاهد ائتلافی بوديم که يک
گوشه آن دولت سلطنتی بريتانيا بود (با
وساطت اتحاديه های مشکوکی چون IFT/ITCU) و سوی
ديگر آن جريانهای بودند
که مدعی هستند به مارکسيسم اعتقاد دارند-
در بريتانيا يکی از اين نيروها سازمان
"اتحاد
برای رهايی طبقه کارگر" است . اگر
چه هيچيک از
اعضای اين
جريان در روز ۶ مارس در آکسيون اعتراضی شرکت نداشتند
تارنمای اين گروه در دفاع از آکسيون ۶
مارس فعال بود . البته برای فعالين کارزار دستها از مردم
ايران کوتاه مواضع اين سازمان در دفاع خجول ازجنگ
امپرياليستی و حضور نظامی ايالات متحده و بريتانيا در عراق و افغانستان روشن
است. شرکت فعال اين جريان در آکسيون ۶ مارس ميبايست زنگ خطری برای همه
فعالان جنبش کارگری - ضدسرمايه داری ميبود. آکسيون ۶ مارس سومين آکسيونی
بود
که اين دو جريان مشترکا بابت آن فراخوان دادند و حتما آخرين
کوشش آنها نخواهد بود . از اين رو واجب است که جنبش کارگری در بريتانيا و در سطح بين الملی با صراحت اعلام کند امپرياليسم
دشمن جنبش
کارگری ايران نيست .
کارزار دستها از مردم ايران کوتاه
کارگران ايران چگونه همبستگی لازم دارند!
چرا ما از فراخوان روز همبستگی با کارگران ايران در ۶ مارس حمايت سياسی
نميکنيم
مدافعان کارزار “دستها
از مردم ايران کوتاه” در روز ۶ مارس در
فعاليتهای دفاع از کارگران ايران و فعالين
کارگری زندانی (اسانلو. صالحی و ديگران) شرکت خواهند کرد اما این کارزار دفاع سياسی
از فراخوان دو اتحاديه را محکوم ميکند. دو گروه اصلی سازمانده اين حرکت ( IFTوITCU ) از نظر سياسی عميقا سازشکارند۰ اين دو جريان در قبال
نقش امپرياليسم در منطقه کم و
بيش سکوت اختيار کرده اند و ميشود گفت شرکای دسته دوم در
پياده کردن برنامه های ارتجاعی ايالات متحده و متحدانش هستند.
اطلاعيه های رسمی که اين دو جريان به مثابه فراخوان روز ۶ مارس منتشر کردهاند تنها به جمهوری اسلامی اشاره دارد . اما کارگران ايران با دو دشمن روبرو هستند . جمهوری اسلامی در ايران و دشمن اصلی کارگران جهان - امپرياليسم جهانی .
اثر منفی سياستهای آمريکا که
در تضعيف موقعيت کارگران
ايران و جهان برهمگان روشن است جايی در
اطلاعيه اين دو اتحاديه ندارد. خطر
جنگ و تحريم باعث
بيکاری دهها هزار کارگر ايران خواهد شد و از هم اکنون کارگرانی که بر عليه
ستم
طبقاتی مبارزه ميکنند بر پايه اتهامهای واهی چون به خطر انداختن امنيت ملی
زندانی
شده اند. کارگران ايران هر روز بر عليه سياستهای خصوصی سازی. بيکار سازی
.جمهوری
اسلامی بر عليه عدم پرداخت حقوقها ( که امروز به صورت برنامهای سيستماتيک
برای
افزايش نرخ استثمار درآمده است) مبارزه ميکنند. آنها خواهان ايجاد تشکلهای
مستقل
کارگری هستند تا بر عليه ستم طبقاتی متشکل و متحد مبارزه کنند.
در اين ميان دولت اسلامی در ايران سیاستهای اقتصادی نئوليبرال را آنگونه که بانک جهانی و
صندوق بين الملی دستور ميدهد - پياده
ميکند و از اينروست که کارگران ايران هيچ تمايلی به نوع تغيير رژيم از
بالا که بوش
و متحدانش دنبال ميکنند ندارند. کارگران
ايران نتنها در تجربه روزمره زندگی خود دريافته اند که ايالات متحده و
امپرياليسم
«ناجی» آنها نيستند ولی حتی اگر در اين مورد شکی داشتند جهنمی که آمريکا
در
همسايگی ايران در عراق آفريده است - آنهم به بهانه گسترش دمکراسی ! به کارگران ايران
ثابت کرده است که بايد به نيروی طبقاتی خود اتکا کنند و هيچ توهمی به اين
ناجيان
ارتجاعی خود گمارده نداشته باشند . سازمانهايی چون IFT / ITCU که در مورد امپرياليسم سکوت اختيار کرده اند و جريانهای چپی که بدون کمترین انتقاد
از آنها دنباله روی ميکنند عملا برای
سياستهای جنگ طلبانه بوش سرپوش چپ درست ميکنند.
کارزار دستها از مردم ايران کوتاه نظر کاملا متفاوتی در
مورد مقوله همبستگی کارگری دارد . بحث ما روشن است - سرمایه داری در
بالاترین
مرحله حیات خود - امپرياليسم پاسخی
برای مردم ايران يا هيچ جای ديگری در سطح
جهان ندارد . ما خواهان روابط مستقيم ميان
طبقه کارگر ايران و آن بخشی از جنبش بينالملی هستيم که از نظر سياسی و
مادی کاملا
از امپرياليسم و جمهوری اسلامی مستقل هستند.
در
دنيای امروز دمکراسی و تحولات اجتماعی مترقی چه
در آمريکا چه در اروپا و چه در خاورميانه
تنها با مبارزه از پايين ميسر است .
قطعنامه مصوبه کنفرانس کارزار دستها از مردم ايران دردفاع از کارگران
ايران بحث
روشنی را در این رابطه باز ميکند: کنفرانس توجه دارد که در
چند ماه گذشته هزاران کارگر ايرانی درگير مبارزات . اعتصابات و تظاهرات
خيابانی
بيشماری عليه سياستهای اقتصادی نئوليبرال جمهوری اسلامی ايران بودهاند .
تعدادی
از فعالين کارگری هم اکنون در زندان هستند و محاکمه اذيت و آزار بيشتر پيش
رو
دارند. در نتيجه کنفرانس کميته اجرايی کارزار را موظف ميکند در موارد زير
حد اکثر
توان خود را به کار گيرد:
۱
افشای شرايط وحشتاکی که برنامه های اقتصادی نئوليبرال جمهوری اسلامی ببار
آورده
است از جمله
خصوصی سازيها بيکارسازيهای گسترده
تحميل قرار داد سفيد -عدم پرداخت حقو
قها و مزايا به مثابه برنامه ای سيستمايک مورد حمايت دولت سرمایه داری
۲ ايجاد همبستگی فعال بر اساس قطعنامه پيشنهادی کارزار برای اتحاديههای کارگری بريتانيا . اين قطعنامه به روشنی موضع عليه جنگ امپرياليستی را باز ميکند و در عين حال خواهان ايجاد همبستگی در شئون پايين جنبش کارگری بريتانيا با کارگران ايران است
۳حمايت فعال از صندوق کمک به کارگران ايران برای ارسال کمک مالی به کارگران ايران
۴
مبارزه برای آزادی فعلان جنبش کارگری
قطعنامه پيشنهادی کارزار برای اتحاديه های کارگری بريتانيا
اين اتحاديه توجه اعضای خود را نسبت به خطر جنگ عليه
ايران جلب ميکند ما
مخالف هر نوع دخالت امپرياليستی . تحريم يا جنگ بر عليه ايران هستيم.
کشتار و
ويرانی در عراق نمونه روشنی از نوع «دمکراسی» است که امپرياليسم به ارمغان
می آورد
در حاليکه دمکراسی واقعی تنها با مبارزه از پايين بدست می آيد. از اينرو
است که ما
از مبارزات مردم ايران عليه حکومت مذهبی دفاع ميکنيم . اين رژيم شهروندان
خود
(فعالان جنبش کارگری . دانشجويی. زنان ... ـ) را
سرکوب کرده آنانرا
زندانی ميکند
و شکنجه ميدهد. ما
خواهان آزادی بی قيد و شرط و فوری فعالين کارگری وسياسی هستيم
ما مصريم رابطه مستقيم با فعالين جنبش کارگری در ايران ايجاد کنيم و همبستگی لازم با اين کارگران را در دستور کار خود قرار دهيم . ما (به مثابه يک اتحاديه سراسری . منطقه ای. شهری ... ) به عضويت کارزار دستها از مردم ايران کوتاه در ميآييم و در فعااليتها اين کارزار شرکت فعال خواهيم داشت تا مانع از حمله نظامی به ايران شويم . کارزار دستها از مردم ايران کوتاه در همبستگی با رده های پايين جبش کارگری ايران فعال است و از صندوق کمک مالی به کارگران ايران (که در ميان فعاليتهای گوناگون از کارگرانی که حقشان پرداخت نشده است حمايت مالی ميکند)
ما تصويب ميکنيم از مبارزات کارگران ايران حمايت کرده و کليه امکانات سياسی خود ( از جمله ليستهای امکانات تبليغی خود را ) در اختيار کارزار قرار دهيم . ما مصريم به عضويت کارزرا دستها از مردم ايران کوتاه است در آييم ودر همين رابطه مبلغ .... را بابت عضويت پرداخت ميکنيم-
کارزار دستها از مردم ایران
کوتاه