چايکاران زحمتکش خطه شمال ايران در آستانه فصل کاربه تجمع اعتراضی برخاسته اند !
امير جواهری لنگرودی amir_l@hotmail.comفوريه
۲۰۰۴
اخبار دريافتی و موثق ازشهرستان لاهيجان دراستان (گيلان) حاکی از اين استکه:ازابتدای هفته گذشته ،زحمتکشان چايکار منطقه لاهيجان دراعتراض به عدم پرداخت بهای برگ سبز چای از سوی کارخانه داران در مقابل فرمانداری واداره کل چای لاهيجان تجمع اعتراضی برپاکردند وبه سر دادن شعارپرداختند ودر مقابل بی توجهی مسئولين به شکستن شيشه های فرمانداری نيز دست زدند!
يک زحمتکش تظاهر کننده به خبرگزاری فارس گفت :«حدود ۵۰۰ نفراز کشاورزان چايکار دراعتراض به عدم پرداخت بهای برگ سبز چای توسط کارخانه داران چای درمقابل فرمانداری و اداره کل چای لاهيجان تجمع اعتراضی به پا کردند» وی افزاود:«۵۶ هزارخانوار چايکار شمال _که جمعيت بالای ۲۰۰ هزارنفررا زيرپوشش قرارميدهد_تاکنون فقط ۴۰ در صد بهای برگ سبزچای را دريافت کرده اند،اين درحاليسکه با پايان يافتن فصل برداشت برگ سبز وشروع فصل کاشت وداشت،اين افراد نياز به تامين نهادهای کشاورزی چون کود وسم دارند» اين کشاورز زحمتکش ادامه داد:« کارخانه داران چای امسال حدود ۲۲۰ هزار تن برگ سبز از کشاورزان خريداری کرده اندوبه بهانه اين که تسهيلات بانکی تکا فوی هزينه خريد برگ سبز را نمی کند،تاکنون ۶۰ در صد بهای برگ سبز چايکاران را نپرداخته اند»وی دربرابر سئوال خبرنگار مبنی بر اينکه فرماندار و مدير کل سازمان چای چه پاسخی به تجمع و خواسته ها يتان داده اند؟ گفت :« مسئولين هر روز از تلويزيون استان وعده های توخالی می دهند واين درحاليستکه برخی از کشاورزان حتی برای تهيه نان شب خود عاجزند تا چه رسد بتواننند کود وسايراحتياجات خود را تهيه کنند!» (خبرگزاری فارس ،۱۷ بهمن ۸۲) گفتنی استکه هر ساله با آغاز فصل کار_شخم و بلوع زنی وکودپاشی به بوته های چای در تمام مناطق شمال ايران ،کشاورزان با نيازمنديهای اوليه معينی روبرو هستند. پيشتر سازمان چای زير مجموعه کمرکات کشور بود،بعد به وزارت بازرگانی پيوست وامروزجزيی ازوزارت جهاد کشاورزی محسوب ميشود. اين نهاد در سطح سراسر کشور ودر منطقه پروسعت کشاورزی گيلان ،خود با مشکلات عديده ای روبروست .از ابتداء قراربود اين نهاد هم متولی چای داخلی باشد و هم واردات چای خارجی را کنترل نمايد و ميزان نياز کشور را سازمان دهد! ولی «اشکال اصلی سازمان چای دراين جاست که اين دو عملکرد اساسا با هم متناقض اند. از آن جايی که واردات چای همواره واجد سودهای نجومی ،کاذب و مقطعی بوده است و انواع و اقسام رانت ها و سوءاستفاده ها ی کلان اقتصادی در آن مستمر است به توليد ملی ترجيح داده شد تا امروز شاهد آن هستيم که با جهت دادن تعمدی ذايقه ی مصرف کنندگان ايرانی به سمت چای خارجی عملا صنعت چای ايران ورشکست شده است و حيات اقتصادی بيش از۵۶ هزارخانوار چايکارکه درخطه شمال ايران چايکاری می کنند و اغلب نيز تک محصولی اند و صد ها نفر کارگر صنعتی و۱۶۰ کارخانه ی چای سازی در معرض نابودی است » (فرشين کاظمی نيا،مقاله:نگاهی به کشت و صنعت چای در ايران،مجموعه مقالات کارمزد ،ويراستار جواد موسوی خوزستانی ،شماره ۵و۴ ،سال ۸۱،ص ۹۷) امروز درآمد حاصل ازقاچاق چای برای مافيای چای وآ قازاده های گردن کلفت که باپشتوانه پدرانشان به چپاول کشور مشغولند ،بحران چای را بدانجا کشانده اند که «عوامل رسمی و غير رسمی واردات اعلام کردند که چای ايران فاقد کيفيت است وبهتر است توليد ملی نداشته باشيم يا توليد کاهش يابد!درحاليکه براساس اظهارنظر کارشناسی فائو(سازمان خواروبارجهانی)چای ايران در دنيا دررتبه ی چهارم قرار دارد وبراساس گواهی کيفيت سوييس ،چای ايران سالم ترين وپاک ترين چای در دنياست ،زيرا فاقد آلاينده های مصنوعی و زيان آور است.»(ماخذ پيشين ،ص ۹۸) دراين رودررويی ها گاهی مصوبه دولت از يک طرف،واردات چای را ممنوع اعلام ميدارد،کاری که درسال گذشته به دفعات ازجانب وزارت بازرگانی صورت گرفت تا بتوانند بظاهرپشتوانه توليد داخلی راوسعت بخشد وصنعت بيمارولرزان چای کشورراکه به قيمت دلالی و واسطه گی وگسترش مافيای چای به سمت فرسودگی پيش ميرود ازورشکستگی نجات دهند! و از سوی ديگردولت با خصوصی سازی ساختارچای ،همه موجوديت کارگران چای و تشکل آنان را ناديده گرفته وبيش ازپيش، ورشکستگی وبحران صنعت چای را سرعت ميدهد! در اين ميان همه دستورالعمل ها و مصوبه ها به هيچ گرفته ميشودتا عوامل قاچاق چای با ورودنوع غيرمرغوب واسانس معطرزدن به آن وارائه بسته بندی لوکس خارجی در کشورهای عربی ،کمر توليد داخلی را بشکنند وانبارهای چای مصرفی کشوررابه بهانه_ فاقد کيفيت _ شناختن ،بی مصرف سازند! دراين زمينه خبرگزاری دانشجويان ايران _ايسنا گزارش داد:«ماموران مبارزه باقاچاق انتظامی دراستانهای تهران،زنجان،اردبيل،آذربايجان غربی،کردستان و قرار گاه عملياتی مرصاد در راستای اجرای عمليات مبارزه با قاچاق طی چند مرحله عمليات گشت و کمين با هماهنگی مقام قضايی موفق شدند ۲۹ دستگاه خودرو سنگين و نيمه سنگين حامل ۱۲ هزار و ۲۵۷کيلوگرم چای خارجی قاچاق را شناسايی و توقيف و عوامل قاچاق را نيز دستگير وبه همراه پرونده تحويل مراجع قضايی دهند.» (ايسنا ۲۵ بهمن ۸۲ برابر ۱۴ فوريه ۲۰۰۴) و اين درحاليستکه سايت (پيک ايران)از قول سردار محسن نادی مدير کل مرکز مبارزه با قاچاق کالای نيروی انتظامی خبرداد:«چای قاچاق کشف شده توسط نيروی انتظامی مجددا به فروش ميرسد ودربازار مصرف عرضه ميشود»همين سرداردرجمع خبرنگاران دراين مورد ميگويد:«بحث ممنوعيت ورودچای به کشوراز سال گذشته مطرح شده بودوما دراين زمينه برخوردهای جدی با قاچاقچيان انجام داديم »وی ميافزايد:«چای خارجی به وفوردرفروشگاههای کشور فروخته ميشود ومتولی ساماندهی آن سازمان نظارت بازرگانی است و دراين زمينه فعاليتهای را شروع کرده اند » همين مقام نيروی انتظامی در ادامه ميگويد:«اگرمحموله های چای قاچاق توسط نيروی انتظامی کشف ميشود بايد مصادره شود نه آنکه پس از گذارندن مراحل مختلف به فروش برسد»محسن نادی به خبرنگاران گفت:«چای کشف شده توسط ما به گمرک تحويل داده ميشود وپس از انتقال به مراجع قضايی به سازمان اموال تکميلی تحويل داده ميشود توسط آنهابه فروش ميرسد» (سايت پيک ايران،۷ ژانويه ۲۰۰۴)همانطور که پيشتر گفتيم ،صدور ممنوعيت چای وارداتی از يکسو و قاچاق چای وکشف آن توسط ماموران انتظامی ازسوی ديگروديگرباربسته بندی وپخش وفروش آن دربازار ،جز تضمين موقعيت کارچاق کن های رژيم ،مافيای چای،آقازاده ها وگسترش بحران صنعت چای و به فلاکت کشاندن زندگی هزاران هزار چايکار زحمتکش شمال ايران چيزی به دنبال ندارد .گفتنی ايستکه در زمينه ميزان مصرف چای هرساله «مردم ايران بيش از ۲۰۰ ميليارد تومان بابت مصرف چای پول می پردازند که از اين مقدار کمتراز ۱۵ در صد يعنی حدود ۳۰ ميليارد تومان به منطقه برميگردد و به حساب زارعين کارگران و صاحبان صنايع وحتی توزيع کنندگان چای داخلی ريخته می شود ،بقيه حدود ۱۷۰ ميليارد تومان _به واسطه ها ،رانت جوها و دلالان چای خارجی می رسد و عملا از چرخه ی توليد خارج ميشود.عوامل مداخله گر اين حوزه اکثرا غيراقتصادی و سياسی اند.» (فرشين کاظمی نيا،ماخذپيشگفته،ص ۹۸) و اين درحاليستکه چرخه مبارزه و فعاليت جمعی و سنديکايی و اتحاديه ای از دهه ها پيش درسراسر شمال ايران پاگرفته وکارگران دارای سنديکای فعال بوده اند .اين همه از نگاه تشکل ستيزی و رودررويی نظام کارگر ستيز جمهوری اسلامی ايران با مبارزات کارگران وکشاورزان از چرخش باز مانده است .به گونه ای که:«بن بست فعلی در اين مناسبات به معنی از دست رفتن ارزش های کارو توليد است .اکنون توليد کنندگان وزارعين وکارگران به«بودن ونبودن»می انديشند،مبارزات صنفی و اعتراضات سنديکای کارگران و کارخانجات چای شمال... به رويارويی جبهه ی کار و توليد و منافع ملی با اردوگاه سوداگری ،رانت جويی و بهره کشی بدل ميگردد.» (ماخذ پيشين ،ص ۹۸) در اين ميان کارگران برای سازماندهی مبارزات خويش ميبايست به احيای ديگر باره فعاليت متشکل خود روی آورند.امروز وهر روز عرصه کار وپيکار از ميان سازماندهی مبارزات و تشکلات مستقل خود کارگران ميگذرد.بدين ترتيب درپايانه زمستان وفرا رسيدن فصل بهاروآغازکار هزاران هزار تن از زنان و مردان و جوانان چايکار،عليرغم لاينحل ماندن مشکلات تلنبار شده خانواده های آن به ميدان ميآيند وما شاهد مبارزات واعتراضات و به خيابان آمدن زحمتکشان خطه شمال کشور خواهيم بود.اين مبارزات را جدی بگيريم!!