امیرجواهری
لنگرودی amirjavaheri@yahoo.com
اشاره:
راديوهمبستگی ـ استکهلم درتاريخ شنبه اول بهمن
۸۴ برابر۲۱ژانويه۲۰۰۶،
ميزگرد بحث آزادی راباحضورآقايان محمودراسخ ا فشارازفعالان " سوسياليست
های
چپ ايران"، محمدرضاشالگونی ازکادرهای" سازمان کارگران انقلابی ايران ــ
راه کارگر" وعبدالله مهتدی دبيراول" سازمان زحمتکشان ايران ــ کومله"
وخط آزادشنوندگان اش تدارک ديد۰
دراين ميزگردهرچند
آقای عبدالله مهتدی ــ لابدبه دلايل فنی ــ ديرترازديگران باجمع همراه گشت
ولی درهمین
فاصله زمانی ، نکاتی رادردفاع ازنظرات سازمان متبوعش برشمردکه ازهرنظردر"
صراحت"
گفتارومعرفی ديدگاه سازمان اش دراين شرايط ودرنوع خودتازه وشنيدنی است!
نوشته
حاضر، نقدی است برچند نکته برگرفته
شده ا زاین گفتگو، که ازجانب آقای عبدالله مهتدی درهمان
ميزگردراديوهمبستگی ـ استکهلم( سوئد )
بیان شده است.
باشدکه
علاقمندان به برابری حقوق مليتها،
مدافعين دموکراسی ،آزادی ووصول نان برای محرومان ایران زمین، مخالفان
هرنوع مداخله
وتجاوزامپريالستی به ايران وهرکجای جهان، بویژه فعالان چپ
وسوسیالیست، جهت شنيدن متن کامل سخنگويان حاضردراين ميزگرد، ونقدآن عينا با
لینک زیربه آرشيوراديوهمبستگی مراجعه نمايند:
******************
چندی پيش به کتاب
" انسان دوستی وخشونت"
اثر: " موريس مرلوپونتی " دست يافتم۰درحالیکه به گفتارآقای عبدالله
مهتدی گوش می دادم، عباراتی ازآن کتاب دیگرباردرذهنم تداعی شد۰ دریافتم تا
چه حداين
عبارات به هم شبيه اند۰برای اينکه تنهابه قاضی نرفته باشم، ابتداءعينا
کلام آقای
مهتدی راازراديوهمبستگی نقل می کنم، بعد
سراغ مرلوپونتی می روم!
آنجاکه گوينده
راديوهمبستگی ازدبيراول سازمان
زحمتکشان می پرسد: "۰۰۰موضع شماوتشکيلات شمادرقبال يک رويارووی احتمالی
ومحدودوگسترده – آمریکا - رسماَچه هست؟"
پاسخ
آقای مهتدی چنين است: "هنوزچنين چيزی
اتفاق نيافتاده وآدم شرايط مشخص يک چنين فرضيه ای رانمی داندچيست
تابطورخيلی دقيقی
موضعگيری کند. ولی يک موضع خيلی کلی واصولی می توانم الان خدمت شمابگويم
وآن
اينستکه؛ مسئله اصلی ايران ازنظرمردم اش، نه پرونده هسته ای بلکه
سرکوبگريهای
جمهوری اسلامی ونقض حقوق بشرو۰۰۰۰است، يک تبصره ای هم لازم است
اينجابگويم: ازطرف
ديگرمابه هيچ وجه ازطريق موضع گيريهای پيش رس وپانيک کردن درمورداينکه
گويا ايران
درمعرض حمله قرار داردوبايدکاری بکنيم وازالان اطلاعيه بدهيم ودنياراروی
سرمان
بگذاريم، ازچنين چيزی هم پرهيزمی کنيم واين راهم غيرلازم وآب ريختن به
آسياب
جمهوری اسلامی می دانيم!" همین است که پیشتر آوردم: این نگرش مرا به یاد
مرلوپونتی می اندازد، آنجا که می نويسد: " درمرحله تنشهای انقلابی
ياخطرخارجی، مرزمشخصی بين انحراف سياسی وخيانت عينی وجودندارد، انسان
دوستی به
تعويق افتاده وحکومت تروراست،و .... " (۱)
آقای
مهتدی برای محکم کاری، اين نظرش، اين باراززاويه ديگری حول اين مسئله پای
می
کوبدومی گويد: "۰۰۰ به نظرمن قضاوت زوداست، وما تحت هيچ شرايطی وتحت هيچ
شرايطی آب به آسياب جمهوری اسلامی نخواهيم ريخت وهيچ نوع حمايت کم
يازيادازاين
رژيم به عمل نخواهيم آورد" ما نفهميديم ازکی موضعگيری برعليه سياست های
جنگ
طلبانه وافسارگسيخته امپرياليسم آمريکاومتحدينش درجهان و درسطح منطقه،
بقولی "
آ ب به آسياب رژيم جمهوری اسلامی ريخت " ن محسوب می گردد؟ ترجمان حرف آقای
مهتدی اين است؛ چون مابا رژيمی بامشخصه جمهوری اسلامی که سرکوبگروناقض
حقوق
بشروديکتاتورهم است، طرف می باشيم ، لابداين حق طبيعی آمريکاوبوش است که
برای "
نجات " و" رهايی" وآوردن نوعی " دمکراسی " بین مردمان
ايران، پرونده اتمی ايران را به پای ميزشورای امنيت بکشاند تازمينه تنگ
کردن سياستهای اعلام داشته خود برعليه ايران را فراهم آورد۰ديگراينکه چون حالاهم که
بزعم آقای مهتدی " هنوزچنين چيزی اتفاق نيافتاده ۰۰۰" پس چپ حق نداردگرد وخاک بپاکندو"
موضعگيريهای پيش رس" و" پانيک کردن " ايجاد نمايدو"
دنيا راروی سرمان بگذاريم" ، لابدبه اين دليل ساده که هرگونه موضعگيری
مابرعليه آمريکا، آب به آسياب جمهوری اسلامی ريختن تلقی می گردد۰
آقای
مهتدی خوب می داند که اين موضعگيری سياسی امروزشان، ازپس چرخش سياسی حاصل می
آيد، که بعداز۱۱سيپتامبر، که
جورج دابلیو بوش ازعينک خود، محورهای شرارت رابا هدف" جنگ علیه
تروريسم" ادعایی اش درسيمای ۳دولت( کره شمالی ـ عراق ــ ايران ) به
جهانيان
شناساند تا زمينه تهاجم به افغانستان وبعد تربه عراق وفشاربعدی را متوجه
جمهوری
اسلامی ایران ، برای امتيازگرفتن ازدايره " اصلاح طلبان و محافظه کاران "
ايران به سود سرمايه داری جهان بازیابند واستراتژی بوش درخاورميانه بزرگ رابرای فائق آمدن بربحران حاکميت اش درآمريکا،
ديگربارتثبيت
کند، برخورد" سازمان زحمتکشان " ودرمجموع برخوردهای
تحلیلی تان ازهمان هنگام، نه برپايه
نوعی ديپلماسی بلکه تغييرفازسياسی برای دست يافتن به موقعيتی برتردرسطح
منطقه،
رهبری تان رابرآن داشت که کادرهای پرسابقه شماباکيف های سامسونت
درکريرورهای وزارت
امورخارجه آمريکادرواشنگتن وقرارگاههای موقت شمادرعراق، همواره دررفت وآمد باشند واين سياست
درادامه، شما رابرآن داشت، که همگان شاهد چنين ورشکستگی وسقوط دستگاه
فکری شما باشند!
متاسفانه بايد يادآورگردم: مادراين دوران
وبويژه بعدازسقوط صدام ديکتاتوروبرسرکارآمدن جلال طالبانی، چنين گردش
سياسی را درپهنه
نيروهاييکه درجغرافيای کردستان عراق بعنوان اپوزيسيون ايران زندگی می کنند
راکم
ندیدیم ونیزشاهد بودیم که چگونه درمقابل آمريکا وسياستهای جنگ افروزانه
وکشورگشايانه اش مهرسکوت برلب گزيده اندوپيام تبريک نيزبه بوش جنگ طلب
ارسال می
دارندوآنراديپلماسی سخاوتمندانه مورد علاقه خود می انگارند وبرما معترضين
چنين گردش سياسی حمله ورمی شوندکه هنوزعقب مانده هستيم ودرپهنه ديپلماسی
سياسی
چيززيادی فرانگرفته ايم۰چنين ديپلماسی، ارزانی آنانی باد که برسررابطه ونوعی سبقت بابورژوازی موروثی سلطنت طلب – که بارها – دررشوه ستانی های مالی، روفوزه
ازامتحان سرمایه جهانی بیرون آمدند، اینباربه رقابت
برخواسته اند تابرای کسب قدرت
دوفردای خویش، امتیازی ازبالا بستانند
وبتوانند برای صدوردمکراسی
درايران، دل بيرحم بوش رابه شفقت کشانند!
ماتابه امروزدرراستای دفاع ازمنافع طبقات محروم
وکارگران وزحمتکشان ايران ومنافع اقليت های ملی ايران وتعیین حق سرنوشت آنان، درستيزآشکارباکليت
نظام جمهوری اسلامی ايران، با
اتکاء به قدرت توده عظیم زحمتکشان جامعه ایران وهمبستگی جنبش آزادیخواهان
جهان، همواره به اين نوع سياست هامعترض بوده
وهستيم وآنرا به دفعات محکوم کرديم!
آقای عبدالله مهتدی درستیزبا جنبش ضد جنگ به
اين حد بسنده
نمی کند وادامه
می دهد:
"۰۰۰من اينرابرای اپوزيسيون ايران اشتباه بزرگی می دانم، بويژه برای نيروی
انقلابی اش برای نيروی چپ اش، جنبش ضد
جنگ آمريکابرعليه جمهوری اسلامی ايران، راه
بياندازد۰اين راجزآب ريختن به آسياب جمهوری اسلامی، هيچ چيزديگرنمی دانم،
واضح است
که دعوت کردن وجلوی ارتش آمريکاراه افتادن کارغلطی است۰۰۰امابه يکسان، به
اين
موضوع يعنی موضع آمريکاوموضع رژيم جمهوری اسلامی نظرداشتن غلط است، اصلا
روشن نمی
کند، مااهل کجا هستيم ۰۰۰من اين موضع راموضع افلاطونی وغيرکارسازی می دانم
۰۰۰"
دربرابراين چنين انگاره ذهنی اين پرسش را پيش می آید؛ آيا جامعه آمريکا( زنان، جوانان،
دانشجويان وروشنفکران آزاديخواه وچپ های آمريکايی) درمقطع تجاوزات
غارتگرانه
ایالات متحده آمریکا به ویتنام ، درکنارميليونها مردم طرفدارصلح
وضدجنگ ویتنام درآنروزگار، حق داشتند به خيابانهاآيند وتجاوزارتش آمريکا
درويتنام رامحکوم کنند يا نه؟ جنگ طلبی رامحکوم کنند تاجنگ پايان يابد؟
اگرتوصيه " نيک خواهانه " آقای مهتدی را بپذيريم، لابد بايد نيروی صدها
هزارنفری
طرفدار صلح وضد جنگ درشرايط جنگ ويتنام درخود آمریکا وسراسرجهان هم سکوت می
کردند تاچند
دهه بعد افرادی
پيداشوند تاپرده
های ابهام رابالازنند وچهره جنگ رابازکنند؟
آقای عبدالله مهتدی امروزش هم دارد با تبخُترهرچه
تمامتر، ولابد ازسر" خيرخواهی " ، به خيابان آمدن بيش ازچهل تا پنجاه
ميليون انسان آزاده، ضد جنگ، تحول طلب وطرفدارصلح ودوستی درپنج(۵ ) قاره جهان
رامحکوم کنند که
۱۵ فوريه ۲۰۰۳به خيابانها ريختند تا به جنگ طلبی بوش وتونی بلرومتحدانش نه گويند وهرنوع
تجاوزوتهاجمی را محکوم کنند، واین جنبش را حتماآب به آسياب رژيم صدام
آنروزوجمهوری اسلامی امروزاعلام می دارد۰يا اينکه لابدماه آينده ، روز(
۱۸مارس۲۰۰۶) که قراراست درسراسرجهان ديگربارهمين انسانهابه خيابانها ريزند
وتجاوزانحصارات
تسليحاتی آمريکاواستراتژی کشورگشايانه بوش وتونی بلروهمه متحدانشان
رادرتجاوزبه
افغانستان، عراق وفراهم آوردن زمينه جنگ روانی امپرياليستی تهاجم به ايران
را در
قبال عملکردخودجمهوری اسلامی پيشاپيش محکوم کنند، نادیده انگاشته وآنرا
" غیرکارسازی " و" موضع افلاطونی " می انگارد، چرا که آقای
عبدالله مهتدی، هرحرکت پيش رس را ريختن آب به آسياب همين نظام طرفدارجنگ
وارتجاعيت
قلمدادمی کند، نظامی که رهبرش، جنگ راموهبت الهی می شمردوامروزخوددست
اندرکاران نظام
اش ، باحسابگری هرچه تمامتر، صرفابرای حفظ موقعيت زمامداری شان به هرقيمتی، باتنش فزايی
همه جانبه
واتخاذ سياست
های ديوانه سرانه، ضمايم يک جنگ تمام عياررا فراهم می آورند.
آیا
آقای
مهتدی فکرمی کنندکه مردمان آزادانديش وطرفدارصلح، بايد درمقابل چنين سياست
های دوسویه
؛ یعنی هم - دشمنی با آمریکا وامپریالیسم وهم خواست نابودی جمهوری اسلامی
ایران - ،
دست رودست بگذارند وتماشاگرصحنه رويارويی هاباشند ياازخودعکس العمل نشان
دهند و واکنش
خودرادرسرازيرشدن به خيابانهاتعريف نمايند؟ آنچه به پاسخ آقای مهتدی برمی
گردد ودرهمین
گفتگوی
رادیویی به دفعات ازایشان شنیدیم: به تعبیری برخورد وزدن جمهوری اسلامی برجسته
است وسکوت دربرابرهرنوع تجاوزجنگ
طلبانه امپریالیسم آمریکا اصل!
چرا که
آقای عبدالله مهتدی – همانگونه پیشتردربالا آمده است - برآنند؛ نباید گرد
وخاک بپا
کرد تا پانیک ایجاد گردد، نباید به یکسان عمل کرد تاموضعگیری پیش رس صورت
گیرد ونباید
دنیا رالابد برسر"جانبداران جنگ" ریخت ، چرا که معلوم
نمی کند ما اهل کجا هستیم !
درادامه
اين گفتگو،آنجا که گوينده راديوهمبستگی می پرسند: درمورد تحريم اقتصادی ــ
شورای
امنيت ــ چه موضعی خواهيد گرفت ؟
آقای عبدالله مهتدی پاسخ می دهند: "اگربناباشد،
تحريم اقتصادی بشود، بايدآنجورتحريمی باشد که ضرروزيانش برای توده
های وسيع مردم محروم ايران نباشد، زندگی خانواده های تهيدست، کودکان، مردم
کشورراحدالمکان تحت تاثيرقرارندهد،آنطورتحريم هايی باشد گزين شده که همه اش
به
رژيم جمهوری اسلامی ومطامع سياسی واقتصادی اوضربه زده باشد" وادامه می
دهد: "
تحريم راچکی رد ياقبول کردن، درست نيست وبايد ديد وبطورمشخص با
آن برخوردکرد، چراکه درموردآفريقای جنوبی، تحريم درست وموثربود۰آنموقع
اتفاقاَشرکتهای بزرگ چند مليتی آمريکاوبريتانيابودند که باآن تحريم مخالف بودند۰۰۰"
آقای مهتدی باید دریابد که همین امروزوهنوز که
تحریم صورت
نگرفته ، اوضاع بد ترشده است .
تحریم چه اینجوروچه آنجور، وهرجورش که اتفاق بیافتد؛این تحریم ضررش متوجه؛
بد بخت
ترین، فقیرترین
ومفلوک ترین نیروی جامعه یعنی 90% زیرخط قفروبه زیروقهقراه بردن زندگی
آنان
خواهدانجامید وباید مطمئین بود که این تحریم کمترین خللی به امثال
رفسنجانی ها
نخواهد زد!
اين بحث جدی ومهمی است وبه گمانم آقای
عبدالله
مهتدی بيش ازهرکسی به عواقب نکبتبارتحريم ۱۲ساله اقتصادی عراق درزمان صدام
ديکتاتور، توسط
آمريکا ومتحدانش وقوف کامل دارند۰آگاهی دارندکه فقط يک قلم عوارض
حاصل ازاين تحريم، ۰۰۰/ ۵۰۰ کودک ازعدم دريافت دارو، جانشان رابه پای همين
تحريم
برعليه صدام درجامعه عراق برجا گذاشته اند۰آقای مهتدی نيک مطمئن باشيد که
اگرچنين
تحريمی درباره کشورايران ازتصویب اجلاس شورای امنيت بيرون آيد، عواقبش
مرگبارآن
برای جامعه جوان۷۰ميليونی مابمراتب اسفبارترخواهدبود۰
من می پرسم: امروزکدام عقل سليم است که نپذ يرد، هدف تحريم
ويامداخله آمريکا درخاورميانه، تضمين کنترل سياسی ونظامی وهمچنين منابع
طبيعی
منطقه، برای خود وسرمايه داری جهانی نیست؟ واین کدام ذهنیت است که نداند
درعراق نه تنها
ازدمکراسی خبری نیست، بلکه ازیکطرف این تنها مردم اند که دارند درزیرچرخ
دنده های
ماشین جنگی آمریکا ومتحدان جنگ طلب آنان خرد می شوند وازسوی دیگرعملیات
کورجریانات
تروریست اسلامی کشتارمی نمایند ونه تنها ازرفاه وآسایش خبری نیست بلکه
مردم همچنان
برای تامین آب، برق وبهداشت ، درمان درمضیقه اند وصد البته ازآزادی وبرابری
ودمکراسی هم که با سقوط صدام، شعارش را می دادند هیچ خبری درمیان نیست. آقای مهتدی
نباید فکرکرد که درد آمریکا ومتحدان بزرگ وکوچکش وازجمله اسرائیل ، درد
دمکراسی ،
آزادی وياتحکیم ثبات صلح وامنیت درجهان ومنطقه همراه است!
امروزچه کس وکسانی اين امررانمی پذيرند، که
کنترل برخی ازکشورهای منطقه توسط ايالات متحده، ازسويی دسترسی به منابع
نفتی
رابرای آنها مقدورمی سازدوازسويی ديگرازنظرجغرافيايی، تسلط حياتی رابرروی
امکانات
ارتباطی بين کشورهای اين منطقه ايجاد می کندوهرکدام ازاین کشورها، مطمئين
ترين
وبهترين موفقيت رابرای انتقال ذخايرنفت وگازاين کشورهارابه غرب فراهم می
آورندوتنها ازهمين رومی باشد که امپرياليسم آمريکا می تواند با کنترل کامل
برروی
استخراج نفت وقيمت آن، حتی سايرکشورهای امپرياليستی رقيب خود رانيزتحت
فشارقراردهند؟
امروزکيست
که نداند، امپرياليسم ازديربازدرتلاش
برای تامين کنترل همه جانبه وبلامنازع اين منطقه حساس جهان که دربردارنده
منابع مهم
انرژی ونيزبازارهای دست نخورده می باشد،
نبوده وچشم
نداشته است؟ وهرگونه ادعای گسترش دموکراسی
وحقوق بشر، بهانه ای ، برای اين سلطه طلبی تلقی نمی گردد؟
امروزهمگان خوب می داند، خاورميانه بزرگ، یعنی منطقه ای
جهت مداخله آمريکابرای کسب وحفظ تمامیت منافعی که متوجه خود می داند، است
وآقای
عبدالله مهتدی، بايداينراخوب فهميده باشدکه آنانی که درسياست جنگ طلبی
هايشان،
نيروی عظيم ضدجنگ رادربرابردومولفه کاملا متضاد جای می دهند، یعنی يا
طرفداری ازطالبان وصدام ديروزی يا جمهوری اسلامی امروزی وديکتاتوری لجام
گسيخته
آنان، ويادفاع ازسياستهای جنگ طلبانه بوش وتونی بلرودموکراسی ادعايی آنان
وديديم
که امروز درعراق عليرغم فروريختن ديکتاتوری صدام، چگونه درگِل فرورفته
اند؟ وهمگان
تااینجا شاهدیم که مداخله جويان سُلطه جو دربرابرفريادهاى یک جنبش عظیم که مفهوم
قدرتمندتروپایدارترمبارزه برا ی رهایی وآزادی را دروحدت با خواسته های
عدالت
جویانه،آزادی و صلح درسراسر جهان را بیان می دارند؛ چگونه شکست خورده اند،
بطوریکه
این جنبش عظیم امروزحتی اطراف کاخ سفیدراهم محاصره کرده اند!
آقای
مهتدی ؛ درسی که ازاین واقعه می گیریم،
مهم است ، بیاموزیم که شیفته دمکراسی خواهی
امپریالیستی نشویم وبرسردست یابی به قدرت، خود را به ارزان ترین قیمت وبه
ثمن بخس
نفروشیم، بلکه شایستگی واعتبارما بستگی به این داشته ودارد که حساسیت مان
دررابطه
با دمکراسی ، آزادی، برابری وواگذاری نان به بی چیزان جامعه ما ومردمان
منطقه،
درکوشش برای جمع آوردن متحدان مان وبویژه همه نیروهایی است که به مانند ما
می
خواهند، شرایط ملی و بین المللی را برای تغییرواقعی وممکن دانستن جهان
دیگرضروری
بیابندوآنرا سمت وسو بدهند.
ما
بایدهرگونه تهدیدی ازسوی امپریالیسم آمریکا درسطح منطقه وایران را
درهمبستگی مبارزاتی همه جانبه کارگران،
زنان، جوانان، دانشجویان، روشنفکران ترقی خواه،
اقلیت های ملی و مذهبی وبزبانی تمامی مزد وحقوق بگیران شهری وروستایی برای
دست
یابی به پایه ای ترین حقوق زندگانی خویش ورهایی ازننگ این نظام ضد بشری فراهم
آوریم. فراترازاین نباید یادمان برود، دمکراسی رادرهیچ شرایطی و درهیچ جا
وازجمله
درایران نه ازراه حمله نظامی،اشغال خارجی وتحریم اقتصادی، سیاسی بلکه تنها با
برانداختن
این نظام قرون وسطایی وآن هم تنها با اراده ملت ایران می توان بنا نهاد!
آقای
عبدالله مهتدی؛ آنانی که باچشم
براه هواپیماهای
جنگی بوش، یا مسافراین هواپیما بودن،آزادی درایران را مطالبه می نمایند ، درحال خاک پاشیدن به چشمان مردمانی اند که امروزخیل
عظیم شان ، ضمن نه گفتن به کلیت نظام جمهوری اسلامی، امپریاسیم هاروجنگ
طلب وکشور
گشایی های آنان را نیزدشمن اند.
وظیفه چپ وهرنیروی آزادیخواهی ، دفاع وپشتیبانی
ازمبارزات مستقل وطبقاتی زحمتکشان وهمه کارورزان توده ای درسراسرمنطقه
وخود رهانی
توده ها، درمقابله با ارتجاع حاکم وامپریالیسم هاروسلطه طلب می باشد . بی
توجهی به
این وظیفه ، توهم پردامنه تبلیغ استراتژی جنگ طلبانه آمریکایی وبردن آن به
میان
مردم کردستان که گویا تانکهای آمریکایی وهم پیمانانش، نان وآزادی، برابری
و دمکراسی
را از نوع افغانستان وعراق برای آنان به ارمغان می آورندرا دامن می
زند،این با
اردوی دشمنان مردم همسازشدن است وپشت کردن با همان مردمی تلقی می گردد که
به نام
آنان ، مردم فریبانه همراهی وهمسازی با مداخله آمریکا ، تجاوزات غارتگرانه
بوش
وتونی را آماده مى كند .
نمی توان چپ بود و به پیوند وتحکیم
مبارزه
طبقاتی با مبارزات ملی متمرکزنبود و نباید ازاین همه استدلالم این نتیجه را گرفت ، که
مسئله ملی را تحت الشعاع مبارزه ضد امپریالیستی قرارداده ام، برعکس
بایدآلترناتیوسوسیالیستی
ورادیکال را برپایه افق سراسری که دارد، با اتکا به جنبش های پایه
ومطالباتی خود،
با دیگرنیروهای اعتراضی گره می
خورد، سازمان داد تا به ستمگری ملی
وطبقاتی ومحوکلیه
مصائب جامعه سرمایه داری پایان دهد.
(۱) ــ موريس مرلوپونتی،
انساندوستی وخشونت، ترجمه: روشنک داريوش، انتشارات روشنگران، ص۷۷
اسفند1384
برابرفوریه2006