آذربايجان و آنچه که  شاهدش بوديم ، هشیاری ومسئولیت شناسی را از یاد نبریم!
 

    امیرجواهری لنگرودی  

 amirjavaheri@yahoo.com
سه شنبه ۲خرداد۱۳۸۵

 
تبريز نيوز : سرويس سياسي   ؛ گزارش می دهد : « که دیروز 
 دوشنبه اول خرداد۱۳۸۵، تجمع هزاران تن از مردم تبريز در اعتراض به چاپ كاريكاتوري در روزنامه دولتي ايران به خشونت كشيده شد. يگان ضد شورش تبريز براي متفرق كردن تجمع كنندگان از گاز اشك آور استفاده كرد.

در اين ميان برخي از تجمع كنندگان خشمگين به طرف ميدان منتهي به استانداري و فرمانداري تبريز و تعدادي ديگر به سوي ميدان ساعت و چهار راه آبرساني حركت كرده و در بين راه به برخي از كيوسك هاي تلفن ،تابلو هاي برق ، ايستگاه اتوبوس و صندوق صدقات و گلدان ها آسيب رساندند.

اين تعداد از افراد از ميدان منصور تا چهار راه آبرساني تبريز در حاليكه شعار مي دادند شيشه هاي اكثر بانك هاي دولتي و خصوص را نيز شكسته و بانك هاي ملت شعبه آبرسان و بانك ملي شعبه دانشگاه تبريز را به آتش كشيدند ، كه سرايت اين آتش طبقات فوقاني چند واحد اداري غير دولتي را نيز طعمه حريق كرد.

تظاهرات كنندگان همچنين چند خودرو از جمله ميني بوس پليس يگان ويژه تبريز را به آتش كشيدند.

برخي از اين تعداد با نيروهاي مستقر در پايگاه مقاومت بسيج در روبروي دانشگاه تبريز درگير شدند.

هنوز از تعداد زخمي ها و دستگير شده ها اطلاع دقيقي در دست نيست.

گفته مي شود حال عمومي يك نفر كه بر اثر شليك گلوله در بيمارستان بستري شده رضايت بخش نيست.»

اخبار فوق از جانب عمده ترین سایت ها و خبرگزاری ها تائید شده است وحتی شاهدین عینی نیز گزارش خود را به رادیو ها به همین شکل گزارش کرده اند . گفتگوی رادیو برابری در این زمینه بیان کننده اهمیت حضوری بیش از هزاران هزار تجمع کننده را درقبال این اعتراضات بیان می دار*

اظهار نظر وزیرارشاد دولت احمدی نژاد خواندنی است .  صفارهرندی گفت: « در مورخه۲۲ اردبهشت یکی از روزنامه در تیراژ پایین خود در روز جمعه که تقریباًیک دهم تیراژ روزهای عادی آن است کاریکاتوری را به چاپ رساند که در آن به هموطنان آذری زبان توهین شده بود.به نظر ما این موضوع از دو نقطه سرچشمه می گیرد یا از حماقت شخص و یا از شیطنت های احتمالی برای سوءاستفاده که ما هر دو را محتمل دانسته و پیگیری می کنیم.بعد از درج این خبر با این روزنامه تماس گرفته شد و خوشبختانه طراح کاریکاتور از کار بر کنار و سر دبیر آن نیز به علت اهمال کاری توبیخ سخت شد.روزنامه نیز سه مرتبه در صفحه اول از هموطنان آذری زبان عذرخواست. متاسفانه عده ای از این مسئله سوء استفاده کرده و با تکثیر مطالبی که ربطی به موضوع اخیر نداشته به مردم گفتند که گویا روزنامه فوق این اهانت ها را کرده است.و این باعث رنجش هم وطنان آذری زبان گردید.جلسه رسیدگی به تخلفت نشریات فردا تشکیل خواهد شد و به این مسله نیز در آن رسیدگی می شود» همين الان راديواعلام داشت: « نمايندگان آذربايجان در مجلس با جمع آوری امضاء در صدد فراخواندن صفارهرندی به مجلس، برسر تعلل در عذرخواهی از مردم آذربايجان وــ توهينی که در روزنامه ايران ــ ارگان خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران ــ به مردم آذربايجان شده، هستند تا برای استعضاء به درون مجلس فرا خوانند!


اين درحالی است که  فعالان  دانشجويی  در اعتراضی  يک پارچه عمدتا در دانشگاه زنجان و بخشا تبریز به نوشته اين روزنامه چندین روز متوالی   مرتب  شعار می دهند: هرندی هرندی، استعفاء استعفاء! 
صورت مسئله ساده بنظر می رسد، چنانچه مردمی به خيابان نريخته بودند و ارکان نظام را به لرزه در نمی آوردند، مجلس اش به چنين ترفندی دست نمی يازيد تا خيزش مردم را به بيراهه کشاند۰


ستم ملی درايران ودر سطح منطقه وجهان يک واقعيت انکارناپذير است که درعين حال  درهرکجا به گونه ای و به شکلی رُخ می نماياند! در ایران وطی  دو نظام پهلوی و جمهوری اسلامی همواره با اعمال حا کمیت مرکزی ، ستم بر ملیت ها را در دستور کار خود داشته وهربار با تهاجم ولشکر کشی به خواست های ملل تحت ستم پاسخ گفته اند.  برابری انسانها يک مفهموم محوری و يک اصل بنيادی جامعه آزاد تلقی می گردد. 
آنچه که منشور حقوق بشر و ميثاق های جهانی نگاشته اند: هر انسان بايد قادر باشد ، بتواند به زبان مادری خود تکلم کند يا همگان بايد به مثابه شهروندان برابر ومتساوی الحقوق جامعه قادر باشند به زبان مادری خود از خدمات اجتماعی بشکل برابر بهره مند شوند۰ سيستم آموزش کشوری بايد زبانهای رايج درجامعه را برای همگان مهيا نمايند۰ هيچ تبعيضی نبايد وجود داشته باشد۰ جامعه امروز وفردا بايد جامعه آزاد، رها و برابر و مبرا از تبعيض و نابرابری باشد۰ تبعيض و نابرابری ازمصاديق جامعه طبقاتی است و در چنين سيستم هاي سرکوب وبی حقوقی  تبلور می يابد۰

آنچه اين اواخر در مناطق چند گانه ملی، خاصه اهواز، سيستان و بلوچستان، لرستان، چندی پيش در ماکو وکردستان با شورش های خيابانی و دستگيری ها همراه گشت، بخش گسترده آن محصول ناديده گرفتن خواست های ملی در اين مناطق است که در تمامی حاکمیت شاه و شیخ به هیچ گرفته شده و حکومت جمهوری اسلامی به قصابی حقوق مردم این مناطق تا به امروز بر خواسته است ! 


اخبار ديروز تا صبح امروزبه همان شکل که در بالا آوردم؛ به سرکوب، ضرب و شتم مردم و دستگیری بشماری از جوانان و ازاد اندیشان آذری انجامید  و پیامد های آن همچنان تبریز را ملتهب نگه داشته است. اما در این میان  جمعی و گرايشی حادثه ديروز را آتش زير خاکستر خود يافته وپا به ميدان گذاشتند و شعارهای ويژه خود: مرگ بر پان فارسی – مرگ بر ارمنی  وغیره را سر داده اند۰ (  سايت : حرکت  ملی آدربایجان جنوبی – به شیخوخیت آخوند چهرگانی )  بازتاب دهنده این حرکت است.  آيا اين شعارها خواست سرکوب شده مردم آذربايجان را نمايندگی می کند؟ هم آری و هم نه، آری ازاينرو که پهنه حقايق سرراست چندين شعارقومی، سوء ديگرخواست های شناخته شده نيروهای ملی را می پوشاند يا زير می گيرد و دشمن اصلی را از رده خارج می نماید و دراساس  نه گفتن من نيز ازهمين زاويه است! ملت فارس و ارمنی و روس که دشمن کسی نبوده ونیست  
چرا که سرکوب حقوق ملی مردم درايران از ديربازترين ايام ــ انقلاب مشروطيت ــ تا به امروز با ترسيم نفرت قومی و ملی ( ارمنی ، مشهدی ، گيلک، تهرانی و شيرازی و اصفهانی به نام فارس ) به رفع ستم و نابرابری ملی نيانجاميد که هيچ ،  بلکه اين شعارها تا حدزيادی نفرت قومی را بر می انگيزد و مبارزه واقعا موجود بر علیه کلیت نظام را از مسير اصلی اش باز ميدارد۰

سرمایه داری نوکیسه ایران  و آمريکا و تمام سرمايه های  متحد غربی ، چين و روسيه، همگی عليه خيزش ها ،  به پا خواستن ها وتحرکات مستقل مردم اند واگربتوانند همان کاری را به ثمر می رسانند که خود جمهوری اسلامی در طول ۲۶ سال به انجام رسانده است و آن شکاف وتفرقه  وجلو گیری ازعمق يافتن مبارزات متشکل مردم و جدا سازی آنان از

 يکد يگر بوده  واست! اين جماعت کسانی اند که اگر نگوييم درآبشخور خود نظام يا دشمنان مردمند، دوستان نا آگاهی اند مه شرایط و وخامت اوضاع را در نمی یابند و دنبال اهداف خویش روانند و سردادن اینگونه شعارها  با زندگی درحاشيه نشينی  شان به جدال با بستراصلی سياست ، به همان هايی ياری می رسانند که به عمد در صدد انحراف مبارزات مردم اند و تنها دم را غنيمت شمرده اند تا راهبری قيامی به وسعت به خيابان آمدن هزاران هزار نفر که در سايت ها آمده را به حساب خود ريزند و يک شبه خود را قهرمان  ملی  قیام مردم  قلمداد کنند!

 مصداق چنین تحرکاتی  به بهترين شکل  نمونه آنچه که امروز درعراق شاهدش هستيم که  دو طرف ماجرا ، موازی هم و به نام مردم  لشکر می کشند . يک سوی اش ماشين جنگی بوش و نئومحافظه کاران آمريکايی  و تونی بلر ومتحدين سرمايه داری اش هستند که دراين جنگ بی طرف نيستند و سوی ديگر آن جانيان تروريستی فرقه های مذهبی ، قومی که درهمدستی و توطئه آشکاروپنهان با همان نيروی اول ، به خيانت مشغولند و هر روز ازپس روز ديگر جنايت می آفرينند۰صد البته بر پایه اسناد و شواهد غیر قابل چشم پوشی هم اینان ، دست پرورده سرمایه جهانی و مافیای آنان هستند که با نگاه صد درصد اید ئولوژیک به کار خویش مشغولند!


نبايد گذاشت که غرب و آمريکا در کنار تماميت خود نظام، ماسک جانبداری از خواستهای ملی را پرچم خود سازند و یا با به انحراف کشاندن  اين اعتراضات مردم، آنرا به سکوی پرشی برای اهداف نامیمون خویش در تقسيم و تجزيه قومی بهره گيری نمایند!

يادمان نرود آمريکا چون خود جمهوری اسلامی، دنبال ادامه بحران اند۰ آنان نيز با بحران سازی منافع خود را تامين يافته می خواهند۰ ادا مه مذاکرات نمایندگان دولت احمدی نژاد  با آمريکا در عراق و زمان خريدن های دوسويه نشان می دهد که فعلا سرمايه داری جهانی با همين نظام بحران ساز، راضی تر است ۰ اگرچنين است که است ، پس بايد چنين تحرک عظيم توده ای وملی را ازچنگال  نظام جمهوری اسلامی و همه عوامل ومتحدين سرمايه جهانی اش گرفت و با مردم و مبارزات آنان، بسوی سازمانیابی سراسری وسنگربندی توده ای در برابر این نظام بدل نمود.  

يادمان نرود خمينی پدرايدئولوژيک و پايه گزاراين نظام، جنگ را « نعمت الهی » ناميده بود۰ امروز که خامنه ای و رفسنجانی ، احمدی نژاد و قزلباشان پوتين پوش آنان ، جنگ را مائده اعلام نشده آسمانی می دانند و آنرا راهی برای بقاء و دوام خود در برابر پيشروی مبارزات مردم می بينند، دنبال تشنج اند و هراسان ازهر تجمع توده ای وبه صف شدن مردمان کشورمان، صرفنظر از" ترک، بلوچ ، کرد، فارس، عرب و هررنگ و نشان ديگر »،
زندانها را پر می کنند، همه را چنانچه در مقابل خود ببيند به قتلش کمر می بندند۰جنبش کارگری را به مهمیز می کشند، صف زنان آزادیخواه را در روز جهانی زن با چکمه سربازان ضد شورش تکه و پاره می کنند . جوانان ودانشجویان معترض و آزادیخواه را از دانشگاه اخراج ویا دستگیر وزندانی می سازند و روشنفکران و اعضاء کانون نویسندگان ایران را از برپایی تجمع سالانه شان باز میدارند . به نمایشگاه  جهانی کتاب یورش می برند و کتب از صافی گذشته وزارت تشان را جمع می کنند و غرفه ناشرین را تعطیل اعلام می دارند  ، همه وهمه اینهااز ماهيت اين نظام دیو خوست که برای بقاء وحفظ کيان اسلام، وجلوگیری از فرو افتادن عمود خیمه نظام  راه پيشروی هر نوع تعرضی را می بند د تا برعمرننگین  خود بيافزايد۰

 
نبايد گذاشت احتمال حمله نظامی آمريکا، خود به آبشخور تحرکات شوينيستی و جدايی خواهی های نا خواسته بدل گردد۰ در اعتراضات امروز مان نبايد صف داد خواهی و محکوم کردن ستم ملی از تعميق يافتن مبارزه طبقاتی در سراسر کشور وسازمان يابی توده ای مبارزات مردم تهی گردد و با طرح شعارهای عوام فريبانه و دهن پر کن عظمت طلبانه ، زنده باد ُمرده باد ؛  فارس ، ارمنی ، روس ، ترک به انحراف روآورد. نبايد از ياد ببريم که دشمن مردم تحت ستم سراسر ايران ۷۰ ميليونی که در برگيرنده مليتهای ساکن کشور نيز ميباشد، نظام سرمايه داری  و کل حاکميت جمهوری فاشیستی اسلامی ايران است۰ دشمن نابرابری هادر ایران ، نه اقليت زبانی و مذهبی ارمنی ، سنی، شيعی، فارس وافشاندن سموم تبليغات شوينيستی و عظمت طلبانه نيست۰ سفره گشادآقای مايکل ليدين در موسسئه انترپرايز آمريکا که پيشتر، جماعتی بدان پاسخ مثبت داده بودند وگرد سفره فراخ ايشان گرد آمدند تا از آن نمد برای مردم تحت ستم ایران کلاهی دوزند را همه ما شاهد بودیم  و همینطور سفرش لید ین به ايران، را نبايد از ياد برد۰ نبايد در تحرکات خيابانی مان، با تبليغات کُور،  سرکوب عظمت طلبانه  رژيم کمرنگ را نماییم وعرصه را بر ترک تازی سران رژیم باز گذاریم  و مبارزه زنده و واقعی را به هیچ گیریم و به بیراهه بکشانیم. همه چيز در گرو هشياری مسئولانه اين حرکات و سازمانيابی مبارزات مردم معنی می يابد و اين وظيفه بيش از هر چيز بر دوش فعالان ملی و احزاب و سازمان ها سنگينی می کند۰ هشيار باشيم و دشمن را جدی بگيريم ، پيروزی و سرافرازی از آن مردم آگاه واقدامات سازمانیافته مان معنی می یابد!

                                       http://www.radiobarabari.net/files/2006/05/22/3.ram