مصاحبه
روزنامه یونگه ولت با ناهید
کشاورز جمعه 30 مارس 2007

http://www.jungewelt.de/2007/03-30/001.php
ما
زنان ایران شهروندان درجه
دومحسوب می شویم
در ایران ائتلاف وسیعی بر علیه نابرابری
قانونی و ستم بر زنان سازمان یافته است . به
بهانه
خطرخارجی همواره این نابرابری های قانونی توجیه شده است . مصاحبه ای با
ناهید
کشاورز
ناهید کشاورز فعال فیمینیست و عضو مرکزفرهنگی زنان است . او همچنین عضو فعال کمپینی است که برای رفع تبعیضات جنسیتی جمع آوری یک میلیون امضا را در دستورفعالیت قرارداده است . کمپینی که بسیاری از مدافعین حقوق زنان را بخود جلب کرده است . ناهید کشاورز در 4 مارس بهمراه 32 زن دیگر در یک هجوم پلیسی دستگیرشد و بعداز48 ساعت با سپردن وثیقه آزاد گردید ( نگاه کنید به گزارش روزنامه در 23 مارس)
یونگه ولت :گروههای متفاوت فیمینیستی
اخیرا در ایران یک کمپین یک
میلیون امضا برای
رفع نابرابری حقوقی مابین زنان ومردان را آغاز کرده اند
، دامنه ی تبعیضات قانونی بطور مشخص شامل چه
مواردی می شود؟
دامنه تبعیضات قانونی بین زن و مرد در
قوانین مدنی و جزایی ایران بسیار زیاد
است. زن با ازدواج بسیاری از حقوق خود
مانند تعیین محل زندگی، اجازه سفر و خروج از کشور را از دست می دهد و کار
او در
بیرون از منزل مشروط به اجازه شوهر می
شود.طبق قوانین موجود زن ملزم به تمکین از شوهر است و ریاست خانواده به
طور مطلق
در اختیار مرد است و مردان می توانند چند همسر داشته باشند. طلاق حق
انحصاری مرد است
و مرد می تواند هر وقت که بخواهد زنش را طلاق بدهد ولی زن در صورتی می
تواند از
شوهرش طلاق بگیرد که مواردی همچون بدرفتاری همسر، ندادن نفقه، اعتیاد و
زندانی
بودن شوهر را اثبات کند .طبق قانون، مادر هیچ وقت نمی تواند سرپرست امور
مالی فرزندش باشد و در مورد محل زندگی،
اجازه خروج
از کشور و حتی مسائل درمانی کودک تصمیم بگیرد.طبق قانون یک دختر در سن 9
سالگی
مسئولیت کامل کیفری دارد و اگر مرتکب جرمی شود که مجازات آن اعدام است،
دادگاه می
تواند او را به اعدام محکوم کند.طبق قانون
تابعیت زن ایرانی به فرزندش منتقل نمی شود. این مسئله مشکلات زیادی
را برای
زنانی که با مردان افغانی ازدواج کرده اند، ایجاد کرده است.چون بچه های
آنان
ایرانی محسوب نمی شوند و به همین دلیل حق زندگی در ایران را ندارند.میزان دیه زن در قانون، نصف دیه مرد است؛ اگر زن و
مردی در خیابان تصادف کنند و هر دو فلج شوند،طبق قانون خسارتی که به زن می
دهند
نصف خسارت مرد است.بر اساس قانون پسران دو برابر دختران ارث می برند و زن
در صورت
داشتن فرزند،یک هشتم از اموال شوهرش را ارث می برد و اگر مرد چند همسر
داشته باشد،
این یک هشتم بین همه آنها تقسیم می شود و البته زن هیچ گاه از زمین ارث
نمی برد.
ازدیگر قوانین تبعیض آمیز باید به قانونی اشاره کرد که
به مرد اجازه می دهد هرگاه زنش را درهم
بستری با مرد دیگری ببیند، می تواند زن را بکشد و قانون او را از مجازات
معاف کند.
شهادت زن در بسیاری از موارد پذیرفته نمی شود و در صورت پذیرفته شدن،
شهادت دو زن
برابر شهادت یک مرد است...
- تاثیرات این قوانین بر زندگی زنان
چیست
؟
مجموعه این قوانین تبعیض آمیز، زنان را جنس دوم تلقی کرده است. این
قوانین
باعث می شود که زنان هیچ پشتوانه حقوقی نداشته باشند. قوانین نابرابر،
زندگی همه
زنان را تحت تاثیر قرار می دهد اما تاثیرشان
بر زندگی زنان فرودست و حاشیه ای جامعه بیشتراست. شاید زن طبقه
متوسط
بتواند به نحوی این قوانین را دور بزند و زندگیش را تغییر دهد ولی زنان
فرودست که
از آگاهی های حقوقی کمتری نیز برخوردارند، قربانیان قطعی این قوانین هستند. وجود این قوانین باعث می شود، زنان در چرخه
خشونت باقی بمانند و راهی برای خروج از آن نیابند. آمار بالای خودکشی و
خود سوزی
زنان در برخی ازاستان های کشورمان، نشان
دهنده ی بن بستی است که این قوانین برای زندگی زنان ایجاد کرده است. این
قوانین در
حالی در کشور ما در حال اجرا شدن هستند و
موقعیت تبعیض آمیز زنان در جامعه را قانونی می کنند،که زنان بیش از 60
درصد
پذیرفتگان دانشگاه ها را تشکیل می دهند و تداوم این نابرابری ها هیچ
توجیهی نمی
تواند داشته باشد.
- چه امید هایی شما بطور مشخص در
انجام
این کمپین دارید؟
(فکر می کنید
فهم و دریافت حکومت ایران تغییر یبدا کند و یا اینکه
مسئله بر سر این است که
از این طریق
خودآگاهی زنان برای خودسازمانیابی حمایت وتقویت گردد؟
مهمترین امید ما در
پیشبرد این کمپین، عمومی کردن بحث برابری زن و مرد در جامعه است. این
کمپین با روش
«چهره به چهره» سعی دارد با گفتگو با زنان و مردان در مکان های عمومی،
کوچه و
خیابان، تاکسی و مترو و اتوبوس، توجه آنها را به تبعیضات و نابرابری های
حقوقی بین
زنان و مردان جلب کند. فعالان کمپین، هنگامی که به شهروندان برای امضای
بیانیه
مراجعه می کنند، دفترچه های کوچکی را که حاوی آگاهی های حقوقی از این
قوانین تبعیض
آمیز است، به آنان می دهند. بنابراین حتی به
کسانی که بیانیه کمپین را امضا نمی کنند، این دفترچه ها داده می
شود و به
این شکل، حداقلی از آگاهی در جامعه منتشر می شود. هدف مهم کمپین، آگاه
کردن زنان
از حقوق خودشان است. بسیاری از امضا کنندگان بیانیه، تنها امضا کننده ای
منفعل
باقی نمانده اند و خود به کنشگر کمپین
تبدیل شده اند. بنابراین امید ما این است که این کمپین در روند رشد خود ،
بسیاری
از زنان و مردان را به کنشگران حقوق زنان تبدیل کند.
از طرف دیگر هیچ حکومتی نمی تواند به
خواستهای مردم خود همیشه بی اعتنا باشد. جمع آوری یک میلیون امضا می تواند
به
دولتمردان نشان دهد که خواست برابری زنان و مردان، تنها خواست تعدادی
محدود زن
نیست، بلکه زنان و مردان بسیاری خواهان تغییر این قوانین هستند و این
قوانین را
شایسته جامعه امروز ایران نمی دانند.
- امضا کننده گان آیا وقتی لیست را
امضا
می کنند نگران هم
هستند ؟
بله، به هرحال ما در یک جامعه استبدادی
زندگی می کنیم. جامعه ای که یک تخیل نیرومند اجتماعی در آن شکل گرفته است
که
هرگونه تلاش برای تغییر را ناممکن می داند. کسانی هستند که از امضای
بیانیه می
ترسند و فکر می کنند که امضای بیانیه می
تواند برایشان دردسر ساز باشد. من به عنوان یک فعال کمپین گاه می کوشم، از
ضرورت
تلاش برای تغییر بگویم و اینکه هزینه وجود این قوانین برای زندگی ما و
فرزندانمان
خیلی بیشتر است. از شرایطی که این قوانین برای تک تک ما ایجاد کرده است،
سخن بگویم
و اینکه زندگی روزمره در ایران بسیار خطرناک تر از هزینه مبارزه سیاسی
-اجتماعی
است.
- آیا لیست را فقط زنان امضا می
کنند یا
اینکه از مردان هم خواسته
می شود که
امضا کنند ؟
لیست
را هم زنان و هم مردان امضا می کنند. بسیاری از فعالین کمپین را مردان
جوانی تشکیل
می دهند که به این ضرورت رسیده اند که تداوم نابرابری برای هیچ انسانی نمی
تواند،
مفید باشد. تجربه من نشان می دهد که بسیاری از مردان نیز نمی توانند مثلا
نابرابری
دیه زن و مرد یا شهادت زن و مرد را بپذیرند. اینکه دیه یک زن نصف دیه جنین
پسری
باشد که در شکم حمل می کند، برای بسیاری از مردان، بدون هیچ تحصیلاتی نیز
قابل فهم
نیست. بسیاری از امضا هایی که من جمع کرده ام متعلق به راننده های تاکسی
است.
- تا امروزچه تعداد امضا جمع آوری
شده
است؟
امضا ها را کمیته مستند سازی جمع ، شمارش و
نگهداری می کند و ما اعلام کرده ایم که تا امضا ها به یک میلیون نرسند، از
انتشار
عمومی آن ها خودداری خواهیم کرد اما یک ماه پیش یکی از اعضای این کمیته،
شمارش
50000امضا را اعلام کرد. پنج ما از کار کمپین می گذرد، و دو سه ماه اول
کمپین صرف
سازماندهی و یافتن داوطلبین کار در کمپین شده است و از طرف دیگر جمع آوری
امضا با
روش «چهره به چهره» کار ساده ای نیست.
- با وجود
تبعیضات زیاد به نظرمی
رسد زنان ایران به نسیت
زنان دیگر
کشورهای منظقه آگاه تر می باشند، علت چیست؟
فکر می کنم برای
جواب دادن به این پاسخ باید
کمی به تفاوت های تاریخی کشور ما با
کشورهای منطقه نگاه کنیم. کشور ما اولین کشور منطقه است که درآغاز قرن
بیستم
در آن انقلاب مشروطیت صورت گرفت. انقلابی
که یکی از درخواست های اصلی اش حکومت
قانون و آزادی های سیاسی اجتماعی بود. گرچه این انقلاب، زنان را به عنوان
شهروند
برابر نپذیرفت اما باعث حضور زنان در عرصه عمومی شد. گروه های کوچکی از
زنان به
میدان آمدند که خواست اصلی شان دستیابی زنان به آموزش و بعدها حقوق برابر
بود. به
هرحال از 100 سال پیش زنانی در کشور ما خواهان تغییر وضعیت حقوقی و
اجتماعی اشان
هستند. و بعد وجود روشنفکرانی که از ایده های مدرن و حقوق شهروندی دفاع می
کرده
اند. اگر به تاریخ معاصر نگاه کنیم، بسیاری از مردان روشنفکر از تغییر
وضعیت زنان
دفاع می کنند. اولین کسی که در مجلس اول از حق رای زنان دفاع می
کند،نماینده همدان
است و ما با مقالات دهخدا مواجهیم که موقعیت زنان را به سوال می کشد.
اتفاقا وقتی
به تاریخ معاصر نگاه می کنیم، در نیمه اول قرن، مردان بیشتر با جنبش زنان
همدلی
داشته اند تا در زمان انقلاب57 که خواست
های زنان فرعی شمرده می شدند و به بعد از پیروزی انقلاب ضد امپریالیستی
و... محول
می شدند.
انقلاب 57 نیز با وجودی که دستاورد
حقوقی
برای زنان نداشت و بی حقوقی را به آنان تحمیل کرد اما در مجموع تغییرات
ناخواسته
ای را در وضعیت زنان ایجاد کرد. اکنون بیش از هر دوره دیگر در تاریخ معاصر
ما،
مسئله زنان به مسئله روزتبدیل شده است و هیچ گروه سیاسی نمی تواند خواسته
های زنان
را نادیده بگیرد. در جامعه ای که 60 درصد دانشجویان را دختران تشکیل می
دهد، نمی
توان نابرابری بین زن و مرد را توجیه کرد. فکر می کنم در تفاوت حق خواهی
زنان
ایرانی با زنان منطقه باید به این عوامل جامعه شناختی توجه کرد. فرهنگ
متوسط جامعه ایرانی، از موقعیت زنان در
ایران فراتر
است و این ناهمخوانی فرهنگ عمومی جامعه با وضعیت زنان برا ی اقشار مختلف
قابل لمس
است. با وجودی که در کشورهای منطقه نیز با بسیاری از تبعیضات بر زنان
مواجه هستیم؛
اما کمتر از یک مقاومت گسترده علیه این تبعیض ها صحبت می شود و این ناشی
از سطح آگاهی
و نیز تفاوت های فرهنگی و تاریخی جامعه ایران با بقیه کشورهای منطقه است.
البته من
وضعیت زنان ترک را از بقیه زنان منطقه متفاوت می بینم و فکر می کنم وضعیت
زنان ما
به زنان در کشورترکیه نزدیک تر است.
- کدام گروهها و
افراد مبتکر کمپین
یک
میلیون امضاء بودند ؟
ایده اولیه کمپین را اعضای مرکز فرهنگی
داشتند که در جلسات مختلف با
بقیه گروه ها و فعالان حقوق زنان، توانستند این ایده را به ایده جمعی از
زنان
تبدیل کنند و در میان افراد صاحب نام و مبارز ایرانی به دنبال حامیانی
برای این
کمپین باشند. به هر حال این که چه کسانی مبتکر این کمپین بودند، اکنون در
میان
فعالان کمپین چندان مورد پرسش قرار نمی گیرد. ساخت کمپین نیز ساختی متمرکز
نیست.
مدل سازماندهی در کمپین ، چندان سلسله مراتبی نیست و بیشتر شبکه ای است.
هرکس به
میزان تلاشی که برا ی کمپین می کند می تواند، در کمپین مطرح شود، اگر به
سایت
کمپین نگاه کنیم، بسیاری از نویسندگان این سایت لزوما افراد شناخته شده در
جنبش
زنان نیستند. در کمپین ما با نسل های گوناگون جنبش زنان روبرو هستیم که
البته
بیشترین فشار هم بر دوش جوانان زیر 30 سال است. کمپین در روند رشد خود
توانسته
گروه های مختلف را با خود همراه کند و فعالان کمپین می دانند که کمپین
بدون گسترش
نمی تواند موفق باشد. بسیاری از بحث ها میان اعضای کمپین
از طریق بحث های اینترنتی مطرح
می شود که هر کدام از اعضا به صورت برابر می توانند در این بحث ها شرکت
کنند و
ایده خود را جمعی کنند. مطالبات کمپین روشن است بنابراین هر یک از اعضای
کمپین در
پیشبرد کمپین و کار آزاد است و به همین دلیل در کمپین ما با روش های
خلاقانه ای
مواجهیم که به افراد جدید تعلق دارد و نه به اعضای مبتکر کمپین.
- نظرشما در باره
اختلافات بین ایران و آمریکا چیست
؟ آیا نگران نیستید که تلاشهای شما مورد بهره برداری قدرت های غربی
قرارگیرد؟
من هم مثل بیشتر شهروندان ایرانی
نسبت به
برخوردهای دولت های آمریکا و ایران نگرانم و از جنگ می ترسم. فکر می کنم
هر دوی
این دولت ها راهی را در پیش گرفته اند که به نفع ما نیست و متاسفانه در
این بازی،
توان کنشگر بودن از ما گرفته شده است. همیشه در طول 100 سال اخیر مطالبات
ما به
بهانه وجود دشمن خارجی و یا وجود مسائل مهم تر، نادیده گرفته شده است. فکر
می کنم
آنچه که ممکن است باعث وخیم تر شدن اوضاع ایران در روابط بین الملل شود نه
تلاش
های ما برای بدست اوردن حقوقمان که نقض مستمر
حقوق ماست. ما چاره ای به جز تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و
تغییر
وضعیت مان نداریم و هر گز فکر نمی کنم که این تلاش ها می تواند باعث شود
که قدرت
های غربی از آن بهره برداری کنند. ما در زیر فشاریم، کوچکترین اعتراضات ما
به خشن
ترین اشکال سرکوب می شود. نمونه آن دستگیری 33 تن از ما در روز یکشنبه 13
اسفند در
مقابل دادگاه انقلاب بود. ما نیاز به حمایت داریم ولی این حمایت را نه از
دولت های
غربی که از سازمان های مدافع حقوق زنان و حقوق بشر درخواست می کنیم و
اعتقاد داریم
که مقوله حقوق بشر، فراتر از این دولت و آن دولت است.
30.03.2007
/ Feminismus / Seite 15
»Wir
sind Menschen zweiter Klasse«
Im Iran
kämpft ein breites Bündnis gegen Unterdrückung der Frauen per
Gesetz. Ihre Gleichstellung wird seit Jahrzehnten wegen »Gefahr von
außen«
verschoben. Ein Gespräch mit Nahid Keshavarz
Mahmoud
Bersani
Nahid Keshavarz ist
Feministin und Mitglied im Kulturzentrum der Frauen in
Teheran. Sie ist Mitinitiatorin einer Unterschriftensammlung gegen die
Diskriminierung
von Frauen im iranischen Recht, die von feministischen Organisationen
und
Persönlichkeiten getragen wird. Keshavarz selbst wurde am 4. März bei
einer
Protestaktion gemeinsam mit 34 weiteren Aktivistinnen festgenommen
und nach
48 Stunden gegen Kaution wieder auf freien Fuß gesetzt (siehe jW vom
23.März).
Ein breites Bündnis
feministischer Initiativen und Persönlichkeiten in Iran, unter ihnen
Nobelpreisträgerin Shirin Ebadi, hat eine Kampagne zur Sammlung von
einer
Million Unterschriften für die Abschaffung der gesetzlichen
Ungleichbehandlung
zwischen Frauen und Männern gestartet. Wie werden Frauen in Iran
rechtlich
diskriminiert?
Die
geschlechtsspezifische Diskriminierung ist sowohl in der
zivilrechtlichen als auch in der strafrechtlichen Gesetzgebung sehr
umfangreich. So verliert die Frau mit der Heirat eine Vielzahl von
Rechten: die
freie Wahl des Wohnsitzes, Reisefreiheit, das Recht, das Land zu
verlassen,
sogar das, außerhalb der Wohnung einen Beruf auszuüben. All das ist von
der
Zustimmung des Mannes abhängig. Die Frau hat ihm zu gehorchen. Männer
dürfen
mehrere Frauen haben und können sich, wann immer sie wollen, scheiden
lassen.
Umgekehrt kann eine Frau aber nur dann die Scheidung erreichen, wenn
sie
beweisen kann, daß sie schlecht behandelt wird, der Mann keinen
Lebensunterhalt
zahlt, drogensüchtig ist oder im Gefängnis sitzt.
Gilt die Rechtlosigkeit
der Frau auch in bezug auf ihre Kinder?
Ja. Laut Gesetz kann eine
Mutter niemals das finanzielle Sorgerecht für ihr
Kind ausüben. Auch über den Wohnsitz des Kindes, ob es das Land
verlassen kann,
ja sogar über medizinische Angelegenheiten ihres Kindes darf die Frau
keine
Entscheidungen treffen.
In Iran ist ein Mädchen bereits mit Vollendung des neunten Lebensjahres
strafrechtlich mündig, ein Junge erst mit 15. Wenn es eine Straftat
begeht, auf
die die Todesstrafe steht, kann es sogar zum Tode verurteilt werden.
Bestehenden Gesetzen zufolge wird die Staatsbürgerschaft iranischer
Frauen
nicht auf ihre Kinder übertragen. Das bereitet insbesondere Frauen
Schwierigkeiten, die mit Afghanen verheiratet sind, denn ihre Kinder
gelten
nicht als Iraner und haben deshalb nicht automatisch das
Aufenthaltsrecht.
Frauen sind nach
iranischem Recht also »weniger wert«?
Definitiv. Die
Schadensersatzansprüche der Frau sind nur halb so hoch wie
die des Mannes. Ein Beispiel: Wenn im Straßenverkehr eine Frau und ein
Mann
einen Autounfall haben und als Folge dessen beide gelähmt sind, steht
der Frau
nur halb so viel an Entschädigung zu wie dem Mann. Söhne erben doppelt
soviel
wie Töchter. Die Ehefrau erbt, wenn sie Kinder hat, nur ein Achtel des
Vermögens ihres verstorbenen Ehemannes. Wenn der Mann mehrere Frauen
hatte,
wird dieses Achtel unter ihnen aufgeteilt. Auf Grund und Boden haben
Frauen
überhaupt keine erblichen Ansprüche.
Es gibt noch eine Vielzahl weiterer Diskriminierungen. Beispielsweise
kann ein
Mann, der seine Frau mit einem anderen Mann erwischt, sie töten, ohne
dafür
belangt zu werden. Frauen werden in Gerichtsverhandlungen meist nicht
als
Zeuginnen zugelassen und wenn doch, dann ist die Aussage von zwei
Frauen so
viel wert wie die Aussage eines Mannes.
Wie wirken sich diese
Gesetze praktisch auf das Leben der Frauen aus?
Wir sind Menschen zweiter
Klasse. Frauen stehen ohne rechtlichen Schutz da.
Für die ärmeren hat das besonders gravierende Auswirkungen, während es
Frauen
der Mittelschicht hier und da gelingt, die Gesetze zu umgehen. Ein
Hinweis auf
die katastrophale Lage vieler iranischer Frauen ist die hohe
Selbstmordrate.
Dies, obwohl über 60 Prozent derjenigen, die zu einem Hochschulstudium
zugelassen werden, Frauen sind.
Wie kommt es, daß Frauen
in Iran trotz der massiven Diskriminierungen im Alltag deutlich
präsenter und
auch selbstbewußter sind als in anderen Ländern der Region?
Das hat vor allem
historische Gründe. Iranische Frauen kämpfen seit 100
Jahren für eine Veränderung ihrer rechtlichen und sozialen Lage. Mit
der
Frauenbewegung in Zusammenhang stand auch eine Bewegung von
Intellektuellen,
die sich für moderne Ideen und gleiche gesellschaftliche Rechte für
alle
einsetzte. Auch in der jüngsten iranischen Geschichte kämpften viele
aufgeklärte Männer im Iran für eine Verbesserung der Situation der
Frauen.
Dabei engagierten sich in der ersten Hälfte des 20. Jahrhunderts viel
mehr
Männer für Frauenrechte als während der iranischen Revolution im
Februar 1979.
In dieser Zeit wurde die Frauenfrage als nebensächliche Angelegenheit
abgetan,
ihre Behandlung auf die Zeit nach dem Sieg der »antiimperialistischen
Revolution« verschoben. Die Revolution brachte den Iranerinnen keine
Fortschritte auf rechtlichem Gebiet, sondern noch größere
Rechtlosigkeit.
Trotzdem führten die gesellschaftlichen Umbrüche im Gefolge der
Revolution auch
zu Veränderungen im Leben der Frauen. Die kulturelle Entwicklung der
iranischen
Gesellschaft steht aber weiterhin im Widerspruch zur rechtlichen
Situation.
Obwohl Frauen in den Ländern der Region ebenfalls mit vielfältigen
Diskriminierungen konfrontiert sind, entwickelt sich dort – außer
vielleicht in
der Türkei – kein nennenswerter Widerstand. Das ist nur vor dem
Hintergrund der
historisch-kulturellen Unterschiede zwischen den Gesellschaften dieser
Länder
zu verstehen.
Was sind die Ziele der
Kampagne?
Unsere größte Hoffnung
ist es, die Diskussion über die Gleichstellung
zwischen Mann und Frau auf eine breite Basis zu stellen. Wir wollen
durch
direkten Dialog mit Frauen und Männern in der Öffentlichkeit – auf der
Straße,
im Bus, in der U-Bahn – die Aufmerksamkeit auf die
Frauendiskriminierung
lenken. Bei der Unterschriftensammlung wird auch Informationsmaterial
zur in
den Gesetzen verankerten Benachteiligung verteilt. Viele Frauen, die
unsere Petition
unterschreiben, bleiben nicht passiv, sondern werden selbst zu
Aktivistinnen
der Kampagne. Mit einer Million Unterschriften können wir den Trägern
der Macht
zeigen, daß viele Frauen und Männer die Gleichstellung wollen. Keine
Regierung
kann die Forderungen der Bevölkerung auf Dauer ignorieren.
Wer hat die
Unterschriftensammlung initiiert?
Die Idee kam von den
Mitgliedern des Teheraner Kulturzentrums. Ihnen gelang
es, sie zu einer von allen Frauengruppen getragenen Kampagne zu machen,
in der
die verschiedenen Generationen der iranischen Frauenbewegung
zusammenkommen.
Sie wird aber nicht zentral geleitet, sondern funktioniert als
Netzwerk. Die
Ziele und Forderungen sind klar formuliert. Auf dieser Grundlage hat
jede
Aktivistin freie Hand, ihre Arbeit selbst zu gestalten.
Befürchten Sie nicht, vor
dem Hintergrund der andauernden US-Drohungen gegen den Iran für deren
Zwecke
vereinnahmt zu werden?
Ich bin wie viele andere
iranische Bürger besorgt und habe Angst vor einem
Krieg. Der Weg, den beide Staaten gehen, ist nicht in unserem
Interesse. Leider
haben wir keinerlei Mitspracherecht in diesem Spiel.
In den vergangenen Jahrzehnten sind unsere Forderungen immer wieder
unter dem
Vorwand einer »Gefahr von außen« oder wegen anderer Probleme übergangen
worden.
Wir haben jedoch gar keine andere Wahl, als uns für die Änderung
unserer
Situation zu engagieren. Dabei brauchen wir dringend Unterstützung. Wir
suchen
sie aber nicht bei den westlichen Staaten, sondern bei den Frauen- und
Menschenrechtsorganisationen anderer Länder.