گزارشي از کارخانجات
توليدي تهران
بهروز
خباز
کارخانجات
توليدي تهران در کيلومتر 13 جاده مخصوص کرج جنب کارخانه ي کاشي ايرانا
قرار دارد.
اين واحد توليدي حدود 50 سال پيش با تعداد 1700 کارگر با توليد ملامين،
پلاستيک،
شيلنگ، پتو، موکت، ورق هاي نوظهور شامل کفپوش، فون، کاغذ ديواري و
گالينگور شروع
به فعاليت کرد. با وقوع انقلاب 57 مالک کارخانه که فردي يهودي به نام اريه
بود به
آمريکا فرار کرد و بدين سان کارگران براي مدتي کنترل توليد کارخانه را به
دست
گرفتند. بعد از فوت مالک کارخانه، همسر آمريکايي وي براي بازپس گرفتن
کارخانه و
فروشگاه هاي زنجيره اي زير مجموعه ي کارخانه واقع که در ميدان توحيد،
چهارراه
گلوبندک و بازار تهران قرار داشت بارها به دادگاه لاهه شکايت کرد اما موفق
به اين
کار نشد. در حال حاضر فروشگاه ميدان توحيد هم چنان در تملک کارخانه مي
باشد و دو
فروشگاه ديگر به بخش خصوصي واگذار شده اند. تا قبل از اين که کارخانه به
تملک
بنياد مستضعفان دربيايد، کارگران تمام توان خويش را براي پيشبرد روند
توليد به کار
گرفتند، آنان با استفاده از ضايعات کارخانه به عنوان مواد خام تلاش کردند
روند
توليد را براي مدتي استمرار بخشند. در سال هاي بعد بنياد مستضعفان سالن
هاي کلندر
و ژن سنج، پلاستيک و ملامين را به صندوق بازنشستگان کشوري واگذار کرد و
بخش هاي
پتوبافي و موکت بافي را در تملک خود نگه داشت و با تعطيل کردن اين دو بخش
از
کارخانه همه ي کارگران آن بخش را نيز بازخريد کرد. از آن هنگام تاکنون با
وجود
بازنشستگي، بازخريدي، اخراج و يا فوت کارگران نيروي جديدي جايگزين آنان
نشده است و
حجم کاري که با 1700 نفر انجام مي گرفت با افزايش چندين برابري در اين سال
ها در
نهايت به 415 کارگر که تنها 200 نفر از اين کارگران به صورت رسمي و بقيه
به صورت
قراردادي و پيماني مشغول به کارند واگذار شد. لازم به ذکر است اکثريت
کارگران
قراردادي جواناني هستند که عموماً داراي مدارک ديپلم و سوم راهنمايي مي
باشند.
کارگران رسمي شرکت نيز عموماً ميانسال و تقريباً اکثريت آنان داراي مدرک
پنجم
ابتدايي و يا حتي پايين تر هستند. در اين سال ها مديران شرکت متناسب با
قدرت خويش
تا آن جا که توانستند، از چپاول و غارت کارخانه و زندگي کارگران کوتاهي
نکردند. به
قول کارگران هر مديري با دوچرخه به اين شرکت آمده و با زانتيا و ماکسيما
براي خود،
فرزندان و همسر خويش از کارخانه رفته است و برخي از آنان از جمله خاکپور و
دهدشتي
در اصفهان با دستگاه هاي عظيم کلندر که براي کارخانه خريداري شده بود در
زد و بند
با مديران مافوق، براي خود کارخانه و دفتر و دستکي برپا سازند.
وضعيت توليد در کارخانجات توليدي
تهران بيش از پيش وخيم تر شده است. در مورد ناتواني و عدم لياقت مديران و
انتصابات
غير کارشناسي آنان همين بس که اين انتصابات تأثيرات نامطلوب خود را بر
کيفيت توليد
بر جا گذاشته است. مسئولين انتصابي مديران کوچک ترين تخصص و تجربه اي در
مورد
مسئوليت هاي محوله ندارند و اين مسئوليت ها را صرفاً از پس رابطه ي دوستي،
خويشاوندي و چاپلوسي مديران مافوق به دست آورده اند. مدير توليد کارخانه
کسي است
که فقط سابقه ي نجاري و معلمي داشته است و يا عابدي مدير چاپ که فردي
معتاد به
حشيش است. وضعيت وخيم توليد به يمن مديريت آقايان به حدي رسيده است که
کليه ي پنج
شنبه و جمعه ها و يا گاهي به مدت چند روز کارخانه تعطيل مي شود. اخيراً به
بخش هاي
آتش نشاني و آبرساني دستور داده شده که از اين پس به صورت 12 ساعت کار و
24 ساعت
تعطيل به کار مشغول شوند. و انتظار مي رود چنين دستوري به ديگر قسمت ها
نيز ابلاغ
شود. در حال حاضر کارگران به صورت 12 ساعت در دو شيفت به کار مشغولند.
در خصوص نقش شوراي اسلامي کارخانه
بد نيست بدانيم، همانند ديگر واحدهاي توليدي اين شورا تاکنون در هم سويي
کامل با
مديران کارخانه به کارگران پشت کرده اند و دريغ از ذره اي حمايت عملي از
کارگران،
شوراهاي اسلامي کار در دوره هاي مختلف تا توانسته اند از خوش خدمتي به
مديران و
خيانت به کارگران کوتاهي نکرده اند.
تجربه ي تشکيل کميته ي
کارگري در کارخانه
تشکیل " کميته ي کارگري
کارخانجات توليدي تهران" که با انتشار اطلاعيه هاي آگاهگرانه اي در ارتباط
با
زد و بندهاي بنياد مستضعفان و مديران شرکت و هم چنين هم سويي شوراهاي
اسلامي کار
با مديران شرکت در دوره هاي مختلف همراه بود، شور و شعفي قابل توجهي را در
بين
کارگران دامن زد. آنان پس از انتشار هر اطلاعيه اي که به انحاء مختلف به
دست
کارگران مي رسيد، منتظر اطلاعيه ي بعدي کميته بودند. و اين مسئله مديران و
شوراي
اسلامي کار را شديداً به وحشت انداخته بود. واضح بود که آگاهي کارگران در
مورد
موقعيت مديران و نهاد ضد کارگري شوراي اسلامي کار، غارت گران
سفره ي
خالي کارگران را آزار مي داد. آنان شبانه روز در تلاش بودند تا پخش
کنندگان اين
اطلاعيه ها را دستگير کنند. بر اثر فعاليت هاي کميته و تأثيرات آن بر روي
کارگران
اکنون کساني در بين همين کارگران هستند که در اعتراضات کارگري همواره يک
گام از ديگر
همکاران خويش جلوتر حرکت مي کنند. اين کارگران به صورت بالقوه توان آن را
دارند که
در فعاليت هاي کارگري بيرون از کارخانه مشارکت داشته باشند.
کميته ي کارگري با انتشار اطلاعيه
هايي که در آن از کارگران دعوت شده بود در محکوميت محاکمه ي کارگران
سقز در
روز اول مهر به مدت 5 دقيقه دست از کار بکشند و يا حرکت اعتراضي يک دقيقه
سکوت در
سالن غذاخوري کارخانه در روز 2 شهريور باز در محکوميت محاکمه ي کارگران
سقز،
همچنين انتشار فراخوان اين کميته در پيوستن کارگران به حرکت اعتراضي 5
دقيقه
اعتصاب به مناسبت محکوميت کشتار کارگران خاتون آباد، که بازخورد نسبتاٌ
مناسبي به
فراخور موقعيت کارگران داشت و تأثير بسيار مطلوبي از خود در نزد کارگران
به جا
گذاشت. کميته ي کارگري اين کارخانه در پي تشديد کنترل پليسي بيش از آن
نتوانست به
فعاليت خود ادامه دهد.
عمده ي تحرکات اعتراضي کارگران در
کارخانه، به بعد از تشکيل کميته ي کارگري مربوط مي شود. از آخرين نمونه ي
چنين
حرکت هايي مي توان به اعتراض بيش از 100 نفر از کارگران شيفت روز در 11
تير 86
اشاره کرد. در اين روز کارگران ابتدا از خروج کاميون هاي حاوي مواد خام و
دستگاه هايي که به کارخانه تعلق داشت، جلوگيري کردند، چرا که
به
اعتقاد اين کارگران مواد خام و دستگاه هايي که بعضاً در غياب کارگران و
معمولاً در
روزهاي تعطيلي اين چنين از کارخانه خارج مي شوند جاي شان در درون کارخانه
و کمک به
استمرار توليد است نه بيرون از کارخانه، کارگران در عين حال معتقدند،
فرجام اين
چپاول نهايتاً رسيدن به نقطه اي است که در آينده اي نزديک
شاهد
اعلام ورشکستگي اين واحد توليدي خواهند بود. اما اساس اعتراض کارگران در
روز 11
تير 86 به اعمال تبعيض بين مديران و کارگران و بي لياقتي مديران مربوط مي
شد، لازم
به ذکر است زمينه ي اين اعتراض زماني پديدار شد که کارگران مطلع شدند،
مدير
کارخانه ماهانه مبلغ 200 هزار تومان به حقوق ديگر مديران کارخانه اضافه
کرده است.
پيامد اين اعتراض اين شد که کارگران به مدت 5 ساعت اقدام به اشغال سالن
کنفرانس
کنند و مدير کارخانه را وادار نمودند که به اعتراض آنان پاسخ دهند. کني
مدير
کارخانه به همراه کاظميان مدير توليدش ابتدا با قيافه اي حق به جانب و
تهديد
کارگران سعي کرد کارگران را مرعوب سازد، او گفت: يعني من به عنوان مدير
اين شرکت
حق ندارم حقوق مديران را افزايش دهم؟ کارگران به مدير گفتند: محصولات
کارخانه به علت
کيفيت نازل آن فروخته نمي شود و برگشت مي خورد. چه طور شما حقوق
مديران
نالايقي که امتيازات فراواني به خود اختصاص داده اند را اضافه مي کنيد،
اما از
اضافه کردن حقوق کارگراني که نبض اصلي توليد را در دست دارند و با جان و
دل کار مي
کنند طفره مي رويد. در اين ميان سه نفر از کارگران به مدير اعتراض کردند،
مدير
بلافاصله و با توجه به شناختي که از توانايي و اشراف اين کارگران به مسائل
کارخانه
داشت اجازه ي صحبت کردن به آنان را نداد. اما کارگران همگي گفتند اين
همکاران به
نمايندگي از همه ي ما صحبت مي کنند. کارگران مذکور با شجاعت هر چه تمام تر
با آمار
و ارقام حقانيت اعتراض همکاران شان و بي لياقتي مديران را به کني و
کاظميان گوشزد
کردند. استدلال اين سه تن به حدي موثق و قانع کننده بود که مدير به ناچار
سکوت
کرده و نهايتاً وعده داد، حقوق افزايش يافته را قطع خواهد کرد.