کارگران ایران شایسته متحدان بین المللی معتبرتری هستند

 برای همه نيروهايی که خود را بخشی ازچپ ميدانند يکی از مهمترين وظايف سياسی دوران کنونی دفاع از مبارزات کارگران ايران،  مبارزه برای آزادی فعالين کارگری دستگير شده (منصور اسانلو . محمود صالحی لقمان مهری، بختیار رحیمی  ...) و جلوگيری از گسترش موج دستگيريها، سرکوبها و اعدامهايی است که قربانيان اصلی آن فعالين جنبش کارگری، دانشجويی و جنبش زنان هستند. کوششهای بيشماری در همين رابطه در حال حاضر در جريان است. برخی از اين فعاليتها درخور حمايت و پشتيبانی همه نيروهای ضد سرمايه و مدافعان سوسياليسم و انقلاب است. اما به خاطر شرايط سياسی - تاريخی حساسی که کشور ما و منطقه ما با آن روبرو است - همانا جنگ افروزی سرمايه جهانی در خاورميانه -  در اين ميان کم نيستند ارگانها و  سازمانهای وابسته به نظام سرمایه که میکوشند با سو استفاده از مبارزات کارگران، دانشجویان، زنان ... اهداف خود را پیش ببرند و متاسفانه برخی نیروهای انقلابی در ایران و در خارج از مرزهای ایران به دام دنباله روی و چه بسا حمایت از چنین فعالیتهایی  میافتند.  کوششهايی که خواسته يا ناخواسته ( در بسیاری موارد نا خواسته و ناشی از بی اطلاعی يا بی دقتی ) نتيجه ای جز مخدوش کردن صف انقلاب و ضد انقلاب و وصلت صفوف جنبش ضد سرمايه داری با مدافعان دموکراسی امپریالیستی ندارد و در تحلیل نهایی فقط در خدمت به قدرت رسيدن بخش ديگری از سرمايه  است.

یکی از نمونه های چنین اشتباهی حمایت از فراخوانی است  که بوروکراتهای دو اتحادیه بین المللی راست هر دو با گذشته ای مشکوک در وابستگی و همکاری با سرمایه جهانی – منتشرکرده اند. 
البته شکی نيست هيچ اتهامی به کارگران ايران، فعالين سنديکای اتوبوس رانی يا ديگر فعالين جنبش کارگری و دانشجويی در داخل وارد نيست، چرا که اين نيروها نه فقط از ماهيت اتحاديه های زرد فرمایشی فراخوان دهنده
   ITF/ICTU بی اطلاعند، در کسب اين نوع حمايتها نيز نقشی نداشته اند  و خود قربانيان دوستی خاله خرسه آن بخشی از اپوزيسيون ایران هستند که هر بار ميکوشد مبارزات داخل را وسيله ای برای مطرح کردن خود در اذهان عمومی قرار دهد.

 قصد اين نوشته تاکيد بر مخاطراتی است که جنبش کارگری ايران در مقطع کنونی با آن مواجه است و کوششی است برای اطلاع رسانی پيرامون ماهيت این مدعيان  دفاع از کارگران ايران و وابستگی های سياسی آنها. باشد که فعالين کارگری داخل و خارج از مرزهای ايران درآينده در انتخاب همراهان خود دقيقتر عمل کنند. برخی از ما مدافع طبقه کارگر ايران هستيم چون ميپنداريم اين طبقه و تنها اين طبقه قادر است مبارزه ای پيگير عليه نظام سرمايه جهانی، امپرياليسم را پيش ببرد و توامان سرمايه جهانی و زايده‌ی آن در منطقه ما (اسلام سياسی) را شکست دهد  برای چپ راديکال دفاع از مبارزات کارگران در ایران  صرفا دفاع از "آزاديهای سياسی دموکراتيک" نبوده و نيست چرا که از ديد ما اين طبقه  نقش تاريخ سازی در انقلابهای اجتماعی آينده در ايران و درمنطقه در درهم شکستن نظام سرمایه  به عهده دارد .از اینروست که در انتخاب متحدان بین المللی این طبقه مجبوریم معیارهای بالاتری داشته باشیم.

واضح است در دفاع از کارگران ایران کسی انتظاری از جريانهای مدعی دفاع از "دمکراسی" بورژوایی  ندارد  ولی آیا آن دسته از فعالين چپ  که مدافعان انقلاب به رهبری طبقه کارگر هستند و از  فراخوان "فدراسيون بين الملی کارگران ترانسپورت" حمایت کرده اند به سابقه تاريخی و نقش کنونی اين "اتحاديه" در نظام سرمايه جهانی آشنايی دارند؟ اميد اين است که اين حمایتها  ناشی از بی اطلاعی و نا اگاهی باشد با اینهمه  لازم است مختصری ازاين تاريخچه را بار ديگر بيان کرد. البته اين تاريخچه ای است که برخی از فعالين بين المللی چپ کارگری طی چند سال گذشته بارها و بارها در انتقاد از "چپ" ايران با همه ما مطرح کرده اند.

فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل شهرت بين المللی خود را مديون يکی از ارتجاعيترين کودتاهای قرن ۲۰ است. در اوج درگيری ايالات متحده و سازمان سيا با حكومت آلنده در شيلی، اين اتحاديه اعتصاب کاميونداران و رانندگان کاميون و تاکسی عليه دولت آلنده را سازماندهی کرد. اعتصاب و دخالتی که در نهايت به سرنگونی دولت آلنده در کودتای سازمان "سيا" و به قدرت رسيدن پينوشه انجاميد. (۱)

همین اتحادیه که بخشی از اتحادیه
 AFL –CIO بود در ونزوئلا در سال 2002 درگیر همکاری دیگری با سازمان سیا بود- (۲)
دراعتصاب تاريخی کارگران بارانداز در انگليس
 ITFنقش مخرب و بوروکراتيکی داشت که  آشكارا در حمايت از نظام و دولت سرمايه بود. فعالين جنبش کارگران بارانداز درهمين رابطه مفصل نوشته اند: "اتحاديه سراسری که بنا بود از ما دفاع کند (فدراسيون بين المللی کاگران حمل و نقل ) عملا يک مجمع بوروکراتيک وابسته است که رهبران آن به جای اينکه در دفاع از مبارزات اعضای خود عليه نظام سرمايه قدمی بردارند، نگران حفظ موقعيت خود ميباشند." (٣)
در مورد اتحاديه بين الملی
ICTU مطالب بيشماری منتشر شده است و کافی است به برخی از منابع در اينجا اشاره کنيم. شکلگیری اولیه  این مجموعه  تحت نام ICFTU  به انشعاب ضد چپ ضد کمونیست سال  1949 برمیگردد  (4)  
طی چند سال گذشته همکاری اين اتحاديه در پيشبرد "قرار داد اجتماعی در اروپا" شهره عام و خاص است. (
5) هر دو اتحاديه از شروع جنگ در منطقه ما تا كنون سکوت مرگ آوری در قبال کشتار جمعی و نسل کشی سرمايه جهانی در عراق و افغانستان اتخاذ کرده اند و تنها مداخله سياسی آن در دفاع از فعالين "اتحاديه " رفرميست متحد حزب کمونيست عراق ( برادر حزب توده ) بوده است که به خاطر حمايت بی قيد و شرطشان ازدولت اشغالگر و حمله نظامی به عراق از صفوف جنبش کارگری و چپ جهانی به صورت فجيعی بيرون رانده شدند (در فوروم اجتماعی سال ۲۰۰۴ در لندن رهبران اين "اتحاديه" توسط فعالين جنبش ضد جنگ و ضدسرمايه هو شدند و با خجالت صحنه سخنرانی پيشبينی شده را ترک کردند). پس تعجب آور نيست که در اعلاميه کوتاهی که در این دو اتحادیه  در"دفاع" از فعالين کارگری ايران منتشر کرده اند نیز كوچكترین اشاره ای به مهمترين واقعه دهه های اخير در منطقه ما یعنی حضور نظامی امپریالیزم و جنگ افروزی سرمايه ديده نميشود. بدتر از آن در این اطلاعيه حتی اشاره ای به نکات اصلی که در راس خواستهای کارگران و زحمتکشان ايران است يعنی اعتراض به تهاجم سرمايه (در جمهوری اسلامی ) به پايه ای ترين حقوق کارگران و زحمتکشان ايران در مقابله با سياستهای اقتصادی نئوليبرال رژيم ديده نميشود. خواستهای اعلاميه آنقدر پايين است که مدافعان تغيير رژيم از بالا از نوع جورج بوش نیز براحتی ميتوانند از آن حمايت کنند و تاکنون نيز اين کار صورت گرفته است. البته اين يک اشتباه يا سهل انگاری نيست. نوع "جامعه دموکراتيک" و آزادی های سياسی که بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی در پی آن هستد  حاميانی نظیر  حزب دمکرات کردستان ایران، کومله مهتدی، اتحاد فداییان خلق، سازمان اکثریت،  رادیو فردا را در بر میگیرد که از اولین نیروهایی بودند که به اسقبال این فراخوان رفتند : مدافعان "انقلاب مخملی" جورج بوش به نوع رژيمی که نه تنها قصد ندارد استثمارکارگران را تقليل دهد كه بر عكس در پی بالا بردن خصوصی سازيها، بيکاری سازيها و استثمار حتی عريان تر کارگران نیز می باشد.

اوضاع سياسی در منقطه همه ما را در شرايطی قرار داده است که در هر حرکتی و در هر چرخشی در مبارزه طبقاتی ناچاريم انتخابهای سياسی دقيقی را دنبال کنيم. دوران ميان دو صندلی نشستن
و دوران اتحاد های "همه با هم"  به پايان رسيده است. در اوضاع بحرانی منطقه نمي توان  هم مدافع "دمکراسی" از نوع جورج بوش و آن مجموعه اتحاديه های "کارگری" نظام سرمايه بود و هم خود را مدافع انقلاب کارگری و سوسياليسم دانست. امروز در دفاع از طبقه کارگر ايران بايد متحدانی را جست که مخالف پيگير نظام سرمايه جهانی، جنگ ارتجاعی آن و اقتصاد سياسی آن در کشور مان هستند: نيروهايی که سرنگونی جهموری اسلامی را بدست خود طبقه کارگر ايران و نه با انقلابهای مخملی، حمله نظامی، تحريم اقتصادی و يا کمکهای مالی، فنی و فرهنگی سرمایه داری جهانی تبليغ ميکنند. جلب هر متحد ديگری، به هر دليلی. جز ضربه زدن به مبارزات دراز مدت کارگران ايران و تهی کردن اين مبارزات از هويت طبقاتی  و ضد سرمایه داری خود نتيجه ديگری نخواهد داشت.
تجربه نشان داده است که  فراخوانهای بوروکراتهای این نوع "اتحادیه های کارگری" ارزش کاغذی که روی آن چاپ شده را ندارند چرا که از هر صد هزار عضو ادعا شده اتحادیه های بیشماری که در مجموعه اتحادیه های وابسته به 
ICTU قرار دارند، معمولا حتی یک نفر هم از فراخوانهای متعدد این "رهبران"  خبر ندارد تا چه رسد بخواهد در اكسیون های آن شركت كند.

حمایت انقلابی از کارگران ایران فعالیتی  جدی و مستمر در همکاری با بخشهای رادیکال جنبش کارگری و چپ را میطلبد. حرکتی که دخالت عملی رده های پایین و رادیکال جنبش گارگری بین المللی را میطلبد.  ما به نوبه خود در پی ايجاد کارزاری  ويژه عليه دستگيری ها، سرکوبها  و اعدامهای اخير در چارچوب کارزار ضد جنگ امپرياليستی، ضد جمهوری اسلامی هستيم و همه نيروهای چپ را به بسيج حول فعاليتهای مشابهی که ماهیت ضد سرمایه داری مبارزات کارگری در ایران را در راس فعالیتهای خود قرار دهد، فراميخوانيم.

یاسمین میظر

  15 مرداد 1386

1 - The CIA helped finance truckers' strikes in 1972 and June, 1973,Through the International Transport Workers Federation , Peace Corp volunteer in Chile recruited by the CIA, directed groups of Patria y Libertad to paint "Djakarta is approaching" slogans all over Santiago immediately before the coup. CIA money also subsidized a strike of middle-class shopkeepers and a taxi strike in the summer of 1973.  

U.S. Responsibility for the Coup in Chile   Daniel Brandt

P.Agee, Inside the Company: CIA.

 
2- The AFL-CIO Foreign Policy Program and the 2002 Coup in Venezuela

http://venezuelasolidarity.org.uk/ven/web/2007/afl_cio_venezuela_coup.html

 
3-
Failed Solidarity: The ICFTU, AFL-CIO, ILO, and ORIT

http://www.indymedia.org.uk/en/2006/06/342277.html

 

4- U.S. Labor Secretly Intervened in Europe  Funded to Fight Pro-Communist Unions

- http://www.laboreducator.org/darkpast3.htm

-کارگران اروپا: ميراث ايدئولوژيک قرارداد اجتماعی-5

Monthly Review, No 8, Jan 2004, "European Labour: The Ideological Legacy of the Social Pact", Asbjorn Wahl

ترجمه از ياسمين ميظر، خليل ورمزياری